غزل شمارهٔ ۱۲۸ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «نیست دَر شهر نگاری که دلِ ما بِبَرَد» فضای این نیت را به سوی «عشق و انتخاب دل» می‌برد و در کنار آن از «رهایی از غم و سخت‌گیری» سخن می‌گوید. برای رسیدن به مقصود باید میان ترس و خواسته قلبی خود انتخاب کنی. بخشی از گره نیتت از فشار و سخت‌گیری بیش از اندازه خودت ساخته شده است.

تعبیر فال

پیام فال

این مسیر ارزشمند است، اما آسودگی همیشگی وعده نمی‌دهد. ارزش خود را کمتر از آنچه هست سنجیده‌ای و این بر تصمیم تو اثر گذاشته است.

راهکار پیشنهادی

صادق بمان و بهای انتخابت را آگاهانه بپذیر. یک نگرانی تکراری را آگاهانه رها کن.

هشدار فال

برای آرامش کوتاه‌مدت تصمیم پرهزینه نگیر.

نتیجهٔ نیت

با صداقت و بلوغ، این راه به تجربه‌ای عمیق و سازنده می‌رسد. نتیجه مطلوب از انتخابی می‌آید که با شخصیت واقعی تو هماهنگ باشد.

غزل شمارهٔ ۱۲۸

نیست دَر شهر نگاری که دلِ ما بِبَرَد

بختم اَر یار شَوَد رَختَم از این جا بِبَرَد

کو حریفی کَشِ سَرمَست که پیشِ کَرَمَش

عاشقِ سوخته‌دل، نامِ تَمَنا بِبَرَد

باغبانا زِ خَزان، بی‌خَبَرَت می‌بینم

آه از آن روز که بادَت گُلِ رَعنا بِبَرَد

رَهزنِ دَهر نَخفته‌ست، مَشو ایمن از او

اگر امروز نَبُرده‌ست که فردا بِبَرَد

در خیال، این هَمه لُعبَت به هَوَس می‌بازَم

بو که صاحب‌نَظَری نامِ تماشا بِبَرَد

عِلم و فَضلی که به چِل سال دلَم جمع آورد

تَرسَم آن نَرگسِ مَستانه به یَغما بِبَرَد

بانگِ گاوی، چه صدا باز دَهَد؟ عِشوه مَخَر

سامری کیست که دَست از یَدِ بیضا بِبَرَد؟

جامِ میناییِ مِی، سَدِ رَهِ تَنگ‌دِلی‌ست

مَنِه از دَست که سیلِ غَمَت از جا بِبَرَد

راهِ عشق اَر چه کمینگاهِ کَمانداران اَست

هر که دانسته رَوَد صَرفه زِ اعدا بِبَرَد

حافظ! اَر جان طَلَبَد غَمزهٔ مَستانهٔ یار

خانه از غیر بِپَرداز و بِهِل تا بِبَرَد

برگرفته از گنجور