غزل شمارهٔ ۱۳ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «می‌دمد صبح و کِلِّه بست سحاب» فضای این نیت را به سوی «رهایی از غم و سخت‌گیری» می‌برد و در کنار آن از «دگرگونی و پایان یک دوره» سخن می‌گوید. بخشی از گره نیتت از فشار و سخت‌گیری بیش از اندازه خودت ساخته شده است. فال از دگرگونی‌ای می‌گوید که ابتدا ناآشنا اما در نهایت سازنده است.

تعبیر فال

پیام فال

فال یادآوری می‌کند که با ذهن فرسوده نمی‌توان تصمیم روشنی گرفت. در اطراف این نیت مانع یا رقابتی هست که نباید ساده گرفته شود.

راهکار پیشنهادی

یک نگرانی تکراری را آگاهانه رها کن. برای نتیجه تازه، روش تازه‌ای امتحان کن.

هشدار فال

به چیزی فقط به دلیل سابقه طولانی نچسب.

نتیجهٔ نیت

نتیجه زمانی بهتر می‌شود که شادی و مسئولیت را متعادل نگه داری. مانع موجود گذراست، اگر اطلاعاتت را حفظ و دقیق عمل کنی.

غزل شمارهٔ ۱۳

می‌دمد صبح و کِلِّه بست سحاب

الصَبوح الصَبوح یا اصحاب

می‌چکد ژاله بر رخِ لاله

المُدام المُدام یا احباب

می‌وزد از چمن نسیمِ بهشت

هان، بنوشید دَم به دَم مِیِ ناب

تخت زُمْرُد زده است گل به چمن

راحِ چون لعلِ آتشین دریاب

درِ میخانه بسته‌اند دگر

اِفتَتِح یا مُفَتِّح الاَبواب

لب و دَندانْت را حقوق نمک

هست بر جان و سینه‌هایِ کباب

این چنین موسِمی عجب باشد

که ببندند میکده به شتاب

بر رخِ ساقیِ پری پیکر

همچو حافظ بنوش بادهٔ ناب

برگرفته از گنجور