غزل شمارهٔ ۱۴۵ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «چه مستیی است ندانم که رو به ما آورد» فضای این نیت را به سوی «رهایی از غم و سخت‌گیری» می‌برد و در کنار آن از «امید و خبر خوش» سخن می‌گوید. بخشی از گره نیتت از فشار و سخت‌گیری بیش از اندازه خودت ساخته شده است. فال از تغییر فضا و پیدا شدن راهی پس از سردرگمی می‌گوید.

تعبیر فال

پیام فال

فال یادآوری می‌کند که با ذهن فرسوده نمی‌توان تصمیم روشنی گرفت. این نیت با حرکت، تغییر محیط یا بیرون‌آمدن از وضعیت فعلی گشوده می‌شود.

راهکار پیشنهادی

یک نگرانی تکراری را آگاهانه رها کن. امید را با یک اقدام واقعی همراه کن.

هشدار فال

اجازه نده بدبینی فرصت تازه را پیش از آغاز از بین ببرد.

نتیجهٔ نیت

نتیجه زمانی بهتر می‌شود که شادی و مسئولیت را متعادل نگه داری. تغییر مسیر در مجموع به سود توست، اگر مقدماتش کامل باشد.

غزل شمارهٔ ۱۴۵

چه مستیی است ندانم که رو به ما آورد

که بود ساقی و این باده از کجا آورد

چه راه می‌زند این مطربِ مقام شناس

که در میان غزل قول آشنا آورد

تو نیز باده به چنگ آر و راهِ صحرا گیر

که مرغ نغمه‌سُرا سازِ خوش‌نوا آورد

دلا چو غُنچه شکایت ز کارِ بسته مکن

که بادِ صبح، نسیمِ گره‌گُشا آورد

رسیدن گل نسرین به خیر و خوبی باد

بنفشه شاد و کَش آمد، سمن صفا آورد

صبا به خوش‌خبری هُدهُدِ سلیمان است

که مژدهٔ طرب از گلشنِ سبا آورد

علاج ضعف دل ما کرشمهٔ ساقیست

برآر سر که طبیب آمد و دوا آورد

مریدِ پیرِ مُغانم ز من مرنج ای شیخ

چرا که وعده تو کردیّ و او به جا آورد

به تنگ‌چشمیِ آن تُرکِ لشکری نازم

که حمله بر منِ درویشِ یک قبا آورد

فلک غلامی حافظ کنون به طوع کُنَد

که اِلتِجا به درِ دولت شما آورد

برگرفته از گنجور