غزل شمارهٔ ۱۷۳ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «در نمازم خَمِ ابرویِ تو با یاد آمد» فضای این نیت را به سوی «عشق و انتخاب دل» می‌برد و در کنار آن از «شناخت خویش و استقلال رأی» سخن می‌گوید. برای رسیدن به مقصود باید میان ترس و خواسته قلبی خود انتخاب کنی. پاسخ نیتت بیش از تأیید دیگران به شناخت خواسته واقعی خودت وابسته است.

تعبیر فال

پیام فال

این مسیر ارزشمند است، اما آسودگی همیشگی وعده نمی‌دهد. فال یادآوری می‌کند که با ذهن فرسوده نمی‌توان تصمیم روشنی گرفت.

راهکار پیشنهادی

صادق بمان و بهای انتخابت را آگاهانه بپذیر. موفقیت را با معیار زندگی دیگران نسنج.

هشدار فال

انتقاد یک نفر را حکم نهایی درباره ارزش خود ندان.

نتیجهٔ نیت

با صداقت و بلوغ، این راه به تجربه‌ای عمیق و سازنده می‌رسد. نتیجه زمانی بهتر می‌شود که شادی و مسئولیت را متعادل نگه داری.

غزل شمارهٔ ۱۷۳

در نمازم خَمِ ابرویِ تو با یاد آمد

حالتی رفت که محراب به فریاد آمد

از من اکنون طمعِ صبر و دل و هوش مدار

کان تحمّل که تو دیدی همه بر باد آمد

باده صافی شد و مرغانِ چمن مست شدند

موسمِ عاشقی و کار به بنیاد آمد

بویِ بهبود ز اوضاعِ جهان می‌شنوم

شادی آورد گل و بادِ صبا شاد آمد

ای عروسِ هنر از بخت شکایت مَنِما

حجلهٔ حُسن بیارای که داماد آمد

دلفریبانِ نباتی همه زیور بستند

دلبرِ ماست که با حُسنِ خداداد آمد

زیرِ بارند درختان که تعلّق دارند

ای خوشا سرو که از بارِ غم آزاد آمد

مطرب از گفتهٔ حافظ غزلی نَغز بخوان

تا بگویم که ز عهدِ طربم یاد آمد

برگرفته از گنجور