غزل شمارهٔ ۱۸۰ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «ای پستهٔ تو خنده زده بر حدیثِ قند» فضای این نیت را به سوی «شناخت خویش و استقلال رأی» می‌برد و در کنار آن از «رهایی از غم و سخت‌گیری» سخن می‌گوید. فال تو را به بازگشت به معیارهای شخصی و صدای درون دعوت می‌کند. فال یادآوری می‌کند که با ذهن فرسوده نمی‌توان تصمیم روشنی گرفت.

تعبیر فال

پیام فال

پاسخ نیتت بیش از تأیید دیگران به شناخت خواسته واقعی خودت وابسته است. این مسیر ارزشمند است، اما آسودگی همیشگی وعده نمی‌دهد.

راهکار پیشنهادی

حد و مرز خود را روشن و محترمانه بیان کن. کمی فاصله بگیر، استراحت کن و سپس با ذهن تازه بازگرد.

هشدار فال

غم گذشته را وارد فرصت تازه نکن.

نتیجهٔ نیت

وقتی ارزش خود را جدی بگیری، شرایط بیرونی نیز تغییر می‌کند. با صداقت و بلوغ، این راه به تجربه‌ای عمیق و سازنده می‌رسد.

غزل شمارهٔ ۱۸۰

ای پستهٔ تو خنده زده بر حدیثِ قند

مشتاقم از برای خدا یک شِکَر بخند

طوبی ز قامتِ تو نیارد که دَم زند

زین قصّه بگذرم که سخن می‌شود بلند

خواهی که برنخیزدت از دیده رودِ خون

دل در وفایِ صحبتِ رودِ کسان مَبَند

گر جلوه می‌نمایی و گر طعنه می‌زنی

ما نیستیم معتقدِ شیخِ خودپسند

ز آشفتگیِ حالِ من آگاه کِی شود؟

آن را که دل نگشت گرفتارِ این کمند

بازارِ شوق گرم شد آن سروْقد کجاست؟

تا جانِ خود بر آتش رویش کُنم سپند

جایی که یارِ ما به شِکَرخنده دَم زند

ای پسته کیستی تو، خدا را به خود مخند

حافظ چو تَرکِ غمزهٔ تُرکان نمی‌کنی

دانی کجاست جای تو؟ خوارزم یا خُجَند

برگرفته از گنجور