غزل شمارهٔ ۱۸۳ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «دوش وقتِ سَحَر، از غُصّه نجاتم دادند» فضای این نیت را به سوی «شناخت خویش و استقلال رأی» می‌برد و در کنار آن از «امید و خبر خوش» سخن می‌گوید. فال تو را به بازگشت به معیارهای شخصی و صدای درون دعوت می‌کند. خبر یا فرصتی می‌رسد که نگاهت را به این نیت روشن‌تر می‌کند.

تعبیر فال

پیام فال

پاسخ نیتت بیش از تأیید دیگران به شناخت خواسته واقعی خودت وابسته است. این فال از گشایشی می‌گوید که با شتاب به دست نمی‌آید.

راهکار پیشنهادی

حد و مرز خود را روشن و محترمانه بیان کن. برای خبر تازه آماده باش و پاسخ را به تعویق نینداز.

هشدار فال

از بازگشت به الگوی ناامیدی قدیمی خودداری کن.

نتیجهٔ نیت

وقتی ارزش خود را جدی بگیری، شرایط بیرونی نیز تغییر می‌کند. با پایداری، نتیجه دیرتر اما محکم‌تر به دست می‌آید.

غزل شمارهٔ ۱۸۳

دوش وقتِ سَحَر، از غُصّه نجاتم دادند

واندر آن ظلمتِ شب، آبِ حیاتم دادند

بی‌خود از شَعْشَعِهٔ پرتوِ ذاتم کردند

باده از جامِ تَجَلّیِّ صفاتم دادند

چه مبارک‌سَحَری بود و چه فرخنده‌شبی

آن شبِ قدر که این تازه‌براتم دادند

بعد از این رویِ من و آینهٔ وصفِ جمال

که در آن جا خبر از جلوهٔ ذاتم دادند

من اگر کامروا گشتم و خوش‌دل چه عجب؟

مستحق بودم و این‌ها به زکاتم دادند

هاتف آن روز به من مژدهٔ این دولت داد

که بِدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند

این همه شهد و شِکر کز سخنم می‌ریزد

اَجرِ صبری‌ست کز آن شاخِ نباتم دادند

همّتِ حافظ و انفاسِ سحرخیزان بود

که ز بندِ غمِ ایّام نجاتم دادند

برگرفته از گنجور