غزل شمارهٔ ۲۱۴ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «دیدم به خوابِ خوش که به دستم پیاله بود» فضای این نیت را به سوی «رهایی از غم و سخت‌گیری» می‌برد و در کنار آن از «کار و روزی» سخن می‌گوید. بخشی از گره نیتت از فشار و سخت‌گیری بیش از اندازه خودت ساخته شده است. فال از فرصت مادی‌ای می‌گوید که به اعتبار و درستکاری وابسته است.

تعبیر فال

پیام فال

فال یادآوری می‌کند که با ذهن فرسوده نمی‌توان تصمیم روشنی گرفت. دوره سنگین رو به پایان است و نشانه‌ای تازه امید را برمی‌گرداند.

راهکار پیشنهادی

یک نگرانی تکراری را آگاهانه رها کن. روی مهارتی سرمایه‌گذاری کن که اختیار بیشتری به تو می‌دهد.

هشدار فال

برای منفعت کوتاه‌مدت اعتبار بلندمدت را به خطر نینداز.

نتیجهٔ نیت

نتیجه زمانی بهتر می‌شود که شادی و مسئولیت را متعادل نگه داری. پاسخی که منتظرش هستی به تو نزدیک‌تر از قبل است.

غزل شمارهٔ ۲۱۴

دیدم به خوابِ خوش که به دستم پیاله بود

تعبیر رفت و کار به دولت حواله بود

چل سال رنج و غصّه کشیدیم و عاقبت

تدبیرِ ما به دستِ شرابِ دوساله بود

آن نافهٔ مراد که می‌خواستم ز بخت

در چینِ زلفِ آن بتِ مشکین کُلاله بود

از دست برده بود خمارِ غمم سحر

دولت مساعد آمد و مِی در پیاله بود

بر آستانِ میکده خون می‌خورم مدام

روزیِّ ما ز خوانِ قَدَر این نَواله بود

هر کو نکاشت مِهر و ز خوبی گُلی نچید

در رهگذارِ باد نگهبانِ لاله بود

بر طَرْفِ گلشنم گذر افتاد وقتِ صبح

آن دَم که کارِ مرغِ سحر آه و ناله بود

دیدیم شعرِ دلکش حافظ به مدحِ شاه

یک بیت از این قصیده به از صد رساله بود

آن شاهِ تندحمله که خورشیدِ شیرگیر

پیشش به روزِ معرکه کمتر غزاله بود

برگرفته از گنجور