غزل شمارهٔ ۲۲۱ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «چو دست بر سرِ زلفش زنم به تاب رَوَد» فضای این نیت را به سوی «حرکت و تغییر مسیر» می‌برد و در کنار آن از «عشق و انتخاب دل» سخن می‌گوید. ماندن در نقطه امن دیگر پاسخ کامل تو نیست. اصل این نیت با خواسته واقعی دل تو پیوند دارد، نه صرفاً حسابگری.

تعبیر فال

پیام فال

فال از مسیری تازه می‌گوید که تجربه و رشد به همراه دارد. فال یادآوری می‌کند که با ذهن فرسوده نمی‌توان تصمیم روشنی گرفت.

راهکار پیشنهادی

نقشه راه و هزینه‌ها را روشن کن و سپس قدم اول را بردار. با دل تصمیم بگیر، ولی نشانه‌های روشن را نادیده نگیر.

هشدار فال

احساس قوی را جایگزین شناخت و گفت‌وگو نکن.

نتیجهٔ نیت

حرکت حساب‌شده تو را به فرصت بهتری می‌رساند. نتیجه زمانی بهتر می‌شود که شادی و مسئولیت را متعادل نگه داری.

غزل شمارهٔ ۲۲۱

چو دست بر سرِ زلفش زنم به تاب رَوَد

ور آشتی طلبم با سرِ عِتاب رَوَد

چو ماهِ نو رَهِ بیچارگانِ نَظّاره

زَنَد به گوشهٔ ابرو و در نقاب رود

شبِ شراب خرابم کُنَد به بیداری

وگر به روز شکایت کنم به خواب رود

طریقِ عشق پرآشوب و فتنه است ای دل

بیفتد آن که در این راه با شتاب رود

گدایی درِ جانان به سلطنت مفروش

کسی ز سایهٔ این در به آفتاب رود؟

سوادِ نامهٔ مویِ سیاه چون طی شد

بَیاض کم نَشَوَد گر صد انتخاب رود

حباب را چو فِتَد بادِ نخوت اندر سر

کلاه داریَش اندر سرِ شراب رود

حجابِ راه تویی حافظ از میان برخیز

خوشا کسی که در این راه بی‌حجاب رود

برگرفته از گنجور