غزل شمارهٔ ۲۳۴ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «چو آفتاب مِی از مشرقِ پیاله برآید» فضای این نیت را به سوی «رهایی از غم و سخت‌گیری» می‌برد و در کنار آن از «عبور از اندوه و دشواری» سخن می‌گوید. سبک‌تر گرفتن آنچه در کنترل تو نیست، راه تازه‌ای باز می‌کند. فشار این نیت واقعی است و پیش از نتیجه به مراقبت و پایداری نیاز داری.

تعبیر فال

پیام فال

بخشی از گره نیتت از فشار و سخت‌گیری بیش از اندازه خودت ساخته شده است. فال از دگرگونی‌ای می‌گوید که ابتدا ناآشنا اما در نهایت سازنده است.

راهکار پیشنهادی

در کنار پیگیری نیت، سهم شادی و معاشرت سالم را فراموش نکن. بار مسئله را تنها حمل نکن و از فرد مطمئن کمک بگیر.

هشدار فال

اجازه نده خاطره یک شکست، همه آینده را تعریف کند.

نتیجهٔ نیت

فضای نیت از سنگینی خارج می‌شود و امکان حرکت دوباره فراهم می‌گردد. پس از یک تصمیم اصلاحی، مسیر روشن‌تر و سبک‌تر می‌شود.

غزل شمارهٔ ۲۳۴

چو آفتاب مِی از مشرقِ پیاله برآید

ز باغِ عارِضِ ساقی هزار لاله برآید

نسیم در سرِ گُل بشکند کُلالهٔ سنبل

چو از میانِ چمن بویِ آن کُلاله برآید

حکایتِ شبِ هجران نه آن حکایتِ حالیست

که شَمِّه‌ای ز بَیانش به صد رساله برآید

ز گِردِ خوانِ نگونِ فلک طمع نتوان داشت

که بی مَلالتِ صد غُصه، یک نَواله برآید

به سعیِ خود نتوان بُرد پِی به گوهرِ مقصود

خیال باشد کاین کار بی حواله برآید

گرت چو نوحِ نبی صبر هست در غمِ طوفان

بلا بگردد و کامِ هزارساله برآید

نسیمِ زلفِ تو چون بگذرد به تربتِ حافظ

ز خاکِ کالبدش صد هزار لاله برآید

برگرفته از گنجور