غزل شمارهٔ ۲۵۵ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «یوسفِ گم‌گشته بازآید به کنعان، غم مخور» فضای این نیت را به سوی «عبور از اندوه و دشواری» می‌برد و در کنار آن از «دگرگونی و پایان یک دوره» سخن می‌گوید. اندوه گذشته هنوز بر نگاه امروزت سایه دارد، ولی امکان عبور فراهم است. پایان یک عادت یا مرحله، مقدمه گشایش بعدی است.

تعبیر فال

پیام فال

فال سختی این روزها را انکار نمی‌کند، اما آن را پایان راه نیز نمی‌داند. این مسیر ارزشمند است، اما آسودگی همیشگی وعده نمی‌دهد.

راهکار پیشنهادی

به جای حل همه چیز، مهم‌ترین بخش مشکل را امروز مدیریت کن. آنچه دیگر کار نمی‌کند صادقانه مشخص و اصلاح کن.

هشدار فال

تغییر ظاهری را جای اصلاح ریشه‌ای ننشان.

نتیجهٔ نیت

پس از یک مرحله دشوار، ثبات و آرامش بیشتری حاصل می‌شود. با صداقت و بلوغ، این راه به تجربه‌ای عمیق و سازنده می‌رسد.

غزل شمارهٔ ۲۵۵

یوسفِ گم‌گشته بازآید به کنعان، غم مخور

کلبهٔ احزان شَوَد روزی گلستان، غم مخور

ای دل غمدیده، حالت بِه شود، دل بَد مکن

وین سرِ شوریده باز آید به سامان غم مخور

گر بهارِ عمر باشد باز بر تختِ چمن

چتر گل در سر کَشی، ای مرغِ خوشخوان غم مخور

دورِ گردون گر دو روزی بر مرادِ ما نرفت

دائماً یکسان نباشد حالِ دوران غم مخور

هان مَشو نومید چون واقِف نِه‌ای از سِرِّ غیب

باشد اندر پرده بازی‌هایِ پنهان غم مخور

ای دل اَر سیلِ فنا بنیادِ هستی بَرکَنَد

چون تو را نوح است کشتیبان، ز طوفان غم مخور

در بیابان گر به شوقِ کعبه خواهی زد قدم

سرزنش‌ها گر کُنَد خارِ مُغیلان غم مخور

گرچه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید

هیچ راهی نیست کآن را نیست پایان، غم مخور

حال ما در فُرقت جانان و اِبرامِ رقیب

جمله می‌داند خدایِ حالْ‌گردان غم مخور

حافظا در کُنجِ فقر و خلوتِ شب‌هایِ تار

تا بُوَد وِردَت دعا و درس قرآن غم مخور

برگرفته از گنجور