غزل شمارهٔ ۲۵۷ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «روی بِنْما و مرا گو که ز جان دل برگیر» فضای این نیت را به سوی «عشق و انتخاب دل» می‌برد و در کنار آن از «کار و روزی» سخن می‌گوید. برای رسیدن به مقصود باید میان ترس و خواسته قلبی خود انتخاب کنی. این نیت ظرفیت بهبود مالی یا جایگاه کاری دارد، اما با میان‌بُر ناسالم سازگار نیست.

تعبیر فال

پیام فال

این مسیر ارزشمند است، اما آسودگی همیشگی وعده نمی‌دهد. فاصله‌ای که آزارت داده همیشگی نیست و راه گفت‌وگو باز می‌شود.

راهکار پیشنهادی

صادق بمان و بهای انتخابت را آگاهانه بپذیر. درآمد پایدار را بر سود سریع و مبهم ترجیح بده.

هشدار فال

به وعده مالی بدون سند و زمان‌بندی اعتماد نکن.

نتیجهٔ نیت

با صداقت و بلوغ، این راه به تجربه‌ای عمیق و سازنده می‌رسد. پایان این مسیر می‌تواند شیرین باشد، به شرط حفظ احترام و مرزها.

غزل شمارهٔ ۲۵۷

روی بِنْما و مرا گو که ز جان دل برگیر

پیشِ شمع آتشِ پروانه به جان گو درگیر

در لبِ تشنهٔ ما بین و مدار آب دریغ

بر سَرِ کُشتهٔ خویش آی و ز خاکَش برگیر

تَرکِ درویش مگیر ار نَبُوَد سیم و زَرَش

در غَمَت سیمْ شُمار اشک و رُخَش را زر گیر

چنگ بِنْواز و بساز ار نَبُوَد عود چه باک؟

آتشم عشق و دلم عود و تَنَم مِجمَر گیر

در سَماع آی و ز سر خرقه برانداز و برقص

ور نه با گوشه رو و خرقهٔ ما در سر گیر

صوف بَرکَش ز سر و بادهٔ صافی دَرکَش

سیم در باز و به زر سیمبَری در بر گیر

دوست گو یار شو و هر دو جهان دشمن باش

بخت گو پشت مَکُن، رویِ زمین لشکر گیر

میل رفتن مَکُن ای دوست دَمی با ما باش

بر لبِ جوی، طرب جوی و به کف ساغر گیر

رفته گیر از بَرَم و زآتش و آبِ دل و چشم

گونه‌ام زرد و لبم خشک و کنارم تَر گیر

حافظ آراسته کن بزم و بگو واعظ را

که ببین مجلسم و تَرکِ سَرِ منبر گیر

برگرفته از گنجور