غزل شمارهٔ ۲۶ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «زلف‌آشفته و خِوی‌کرده و خندان‌لب و مست» فضای این نیت را به سوی «عشق و انتخاب دل» می‌برد و در کنار آن از «شناخت خویش و استقلال رأی» سخن می‌گوید. برای رسیدن به مقصود باید میان ترس و خواسته قلبی خود انتخاب کنی. پاسخ نیتت بیش از تأیید دیگران به شناخت خواسته واقعی خودت وابسته است.

تعبیر فال

پیام فال

این مسیر ارزشمند است، اما آسودگی همیشگی وعده نمی‌دهد. اکنون زمان سنجیدن راه‌ها و جداکردن خواسته از واقعیت است.

راهکار پیشنهادی

صادق بمان و بهای انتخابت را آگاهانه بپذیر. موفقیت را با معیار زندگی دیگران نسنج.

هشدار فال

انتقاد یک نفر را حکم نهایی درباره ارزش خود ندان.

نتیجهٔ نیت

با صداقت و بلوغ، این راه به تجربه‌ای عمیق و سازنده می‌رسد. نتیجه مطلوب است اگر عقل و دل را در برابر هم قرار ندهی.

غزل شمارهٔ ۲۶

زلف‌آشفته و خِوی‌کرده و خندان‌لب و مست

پیرهن‌چاک و غزل‌خوان و صُراحی در دست

نرگسش عَربده‌جوی و لبش افسوس‌کنان

نیم شب، دوش به بالین من آمد، بنشست

سر فرا گوش من آورد به آوازِ حزین

گفت: ای عاشقِ دیرینهٔ من، خوابت هست؟

عاشقی را که چنین بادهٔ شبگیر دهند

کافر عشق بُوَد گر نشود باده پرست

برو ای زاهد و بر دُردکشان خرده مگیر

که ندادند جز این تُحفه به ما روزِ الست

آن چه او ریخت به پیمانهٔ ما نوشیدیم

اگر از خَمرِ بهشت است وگر بادهٔ مست

خندهٔ جامِ می و زلفِ گره‌گیرِ نگار

ای بسا توبه که چون توبهٔ حافظ بشکست

برگرفته از گنجور