غزل شمارهٔ ۳۰۳ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «شَمَمتُ روحَ وِدادٍ و شِمتُ برقَ وِصال» فضای این نیت را به سوی «کار و روزی» می‌برد و در کنار آن از «وصال و گشایش عاطفی» سخن می‌گوید. فال از فرصت مادی‌ای می‌گوید که به اعتبار و درستکاری وابسته است. فاصله‌ای که آزارت داده همیشگی نیست و راه گفت‌وگو باز می‌شود.

تعبیر فال

پیام فال

این نیت ظرفیت بهبود مالی یا جایگاه کاری دارد، اما با میان‌بُر ناسالم سازگار نیست. سبک‌تر گرفتن آنچه در کنترل تو نیست، راه تازه‌ای باز می‌کند.

راهکار پیشنهادی

روی مهارتی سرمایه‌گذاری کن که اختیار بیشتری به تو می‌دهد. احساست را روشن اما بی‌اصرار بیان کن.

هشدار فال

غرور یا سکوت طولانی می‌تواند فرصت نزدیکی را از بین ببرد.

نتیجهٔ نیت

پیشنهادی می‌رسد که پس از بررسی دقیق می‌تواند سودمند باشد. با آرام‌ترشدن ذهن، راه‌حل ساده‌تری پیش چشمت پیدا می‌شود.

غزل شمارهٔ ۳۰۳

شَمَمتُ روحَ وِدادٍ و شِمتُ برقَ وِصال

بیا که بویِ تو را میرم ای نسیمِ شِمال

أَ حادیاً بجمالِ الحبیبِ قِفْ وَ انْزِل

که نیست صبرِ جمیلم ز اشتیاقِ جَمال

حکایتِ شبِ هجران فروگذاشته بِهْ

به شکرِ آن که برافکند پرده روزِ وصال

بیا که پردهٔ گلریزِ هفت خانهٔ چشم

کَشیده‌ایم به تَحریرِ کارگاهِ خیال

چو یار بر سرِ صلح است و عُذر می‌طلبد

توان گذشت ز جورِ رقیب در همه حال

به جز خیالِ دهانِ تو نیست در دلِ تنگ

که کَس مباد چو من در پِیِ خیالِ محال

قَتیلِ عشقِ تو شد حافظِ غریب، ولی

به خاکِ ما گذری کن که خونِ مات حلال

برگرفته از گنجور