غزل شمارهٔ ۳۲۲ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «خیالِ نقشِ تو در کارگاهِ دیده کشیدم» فضای این نیت را به سوی «حرکت و تغییر مسیر» می‌برد و در کنار آن از «عشق و انتخاب دل» سخن می‌گوید. این نیت با حرکت، تغییر محیط یا بیرون‌آمدن از وضعیت فعلی گشوده می‌شود. این مسیر ارزشمند است، اما آسودگی همیشگی وعده نمی‌دهد.

تعبیر فال

پیام فال

ماندن در نقطه امن دیگر پاسخ کامل تو نیست. بخشی از گره نیتت از فشار و سخت‌گیری بیش از اندازه خودت ساخته شده است.

راهکار پیشنهادی

همراه و راهنمای قابل اعتماد برای این مسیر پیدا کن. بین شور لحظه‌ای و علاقه عمیق تفاوت بگذار.

هشدار فال

عشق نباید بهانه‌ای برای تحمل بی‌احترامی شود.

نتیجهٔ نیت

در این راه تأخیر کوتاه هست، اما بن‌بست دیده نمی‌شود. فضای نیت از سنگینی خارج می‌شود و امکان حرکت دوباره فراهم می‌گردد.

غزل شمارهٔ ۳۲۲

خیالِ نقشِ تو در کارگاهِ دیده کشیدم

به صورتِ تو نگاری ندیدم و نشنیدم

اگرچه در طلبت هم عِنانِ باد شِمالم

به گَردِ سروِ خرامانِ قامتت نرسیدم

امید در شبِ زلفت به روزِ عمر نبستم

طمع به دورِ دهانت ز کامِ دل بِبُریدم

به شوق چشمهٔ نوشت چه قطره‌ها که فشاندم

ز لَعلِ باده‌فروشت چه عشوه‌ها که خریدم

ز غمزه بر دلِ ریشم چه تیرها که گشادی

ز غصه بر سرِ کویت چه بارها که کشیدم

ز کویِ یار بیار ای نسیمِ صبح غباری

که بویِ خونِ دلِ ریش از آن تراب شنیدم

گناهِ چشمِ سیاهِ تو بود و گردنِ دلخواه

که من چو آهویِ وحشی ز آدمی بِرَمیدم

چو غنچه بر سرم از کویِ او گذشت نسیمی

که پرده بر دلِ خونین به بویِ او بِدَریدَم

به خاکِ پایِ تو سوگند و نورِ دیدهٔ حافظ

که بی رخِ تو فروغ از چراغ دیده ندیدم

برگرفته از گنجور