غزل شمارهٔ ۳۳ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «خلوت گُزیده را به تماشا چه حاجت است» فضای این نیت را به سوی «شناخت خویش و استقلال رأی» می‌برد و در کنار آن از «رهایی از غم و سخت‌گیری» سخن می‌گوید. فال تو را به بازگشت به معیارهای شخصی و صدای درون دعوت می‌کند. فال یادآوری می‌کند که با ذهن فرسوده نمی‌توان تصمیم روشنی گرفت.

تعبیر فال

پیام فال

پاسخ نیتت بیش از تأیید دیگران به شناخت خواسته واقعی خودت وابسته است. محبت صادقانه می‌تواند گره اصلی نیتت را نرم کند.

راهکار پیشنهادی

حد و مرز خود را روشن و محترمانه بیان کن. کمی فاصله بگیر، استراحت کن و سپس با ذهن تازه بازگرد.

هشدار فال

غم گذشته را وارد فرصت تازه نکن.

نتیجهٔ نیت

وقتی ارزش خود را جدی بگیری، شرایط بیرونی نیز تغییر می‌کند. اگر صداقت دوطرفه باشد، این نیت به آرامش و نزدیکی می‌رسد.

غزل شمارهٔ ۳۳

خلوت گُزیده را به تماشا چه حاجت است

چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است

جانا به حاجتی که تو را هست با خدا

کآخِر دمی بپرس که ما را چه حاجت است

ای پادشاهِ حُسن خدا را بسوختیم

آخِر سؤال کن که گدا را چه حاجت است

اربابِ حاجتیم و زبانِ سؤال نیست

در حضرتِ کریم، تمنا چه حاجت است

محتاج قِصه نیست گَرَت قصدِ خون ماست

چون رَخت از آن توست، به یغما چه حاجت است

جامِ جهان نماست ضمیرِ منیرِ دوست

اظهارِ احتیاج، خود آن جا چه حاجت است

آن شد که بارِ منتِ مَلّاح بردمی

گوهر چو دست داد به دریا چه حاجت است

ای مدعی برو که مرا با تو کار نیست

اَحباب حاضرند، به اَعدا چه حاجت است

ای عاشقِ گدا چو لبِ روح‌بخشِ یار

می‌داندت وظیفه، تقاضا چه حاجت است

حافظ! تو خَتم کن که هنر خود عَیان شود

با مدعی نزاع و مُحاکا چه حاجت است

برگرفته از گنجور