غزل شمارهٔ ۳۳۱ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «به تیغم گَر کشد دستش نگیرم» فضای این نیت را به سوی «عبور از اندوه و دشواری» می‌برد و در کنار آن از «صداقت و دوری از ظاهرسازی» سخن می‌گوید. فال سختی این روزها را انکار نمی‌کند، اما آن را پایان راه نیز نمی‌داند. گشایش زمانی آغاز می‌شود که نقش‌بازی‌کردن و رودربایستی کنار برود.

تعبیر فال

پیام فال

فشار این نیت واقعی است و پیش از نتیجه به مراقبت و پایداری نیاز داری. بخشی از گره نیتت از فشار و سخت‌گیری بیش از اندازه خودت ساخته شده است.

راهکار پیشنهادی

برای جسم و ذهن خود زمان ترمیم در نظر بگیر. حقیقت را محترمانه و بدون بازی پنهان بیان کن.

هشدار فال

راز نیتت را با هر کسی در میان نگذار.

نتیجهٔ نیت

پایان راه از امروز روشن‌تر است؛ ادامه‌دادن با برنامه نتیجه می‌دهد. فضای نیت از سنگینی خارج می‌شود و امکان حرکت دوباره فراهم می‌گردد.

غزل شمارهٔ ۳۳۱

به تیغم گَر کشد دستش نگیرم

وگر تیرم زَنَد منّت پذیرم

کمانِ ابرویت را گو بزن تیر

که پیشِ دست و بازویت بمیرم

غمِ گیتی گر از پایم درآرد

بجز ساغر که باشد دستگیرم؟

برآی ای آفتابِ صبحِ امّید

که در دستِ شبِ هجران اسیرم

به فریادم رَس ای پیرِ خرابات

به یک جرعه جوانم کن که پیرم

به گیسویِ تو خوردم دوش سوگند

که من از پایِ تو سر بر نگیرم

بسوز این خرقهٔ تقوا تو حافظ

که گر آتش شَوَم در وی نگیرم

برگرفته از گنجور