غزل شمارهٔ ۳۳۶ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «مژدهٔ وصلِ تو کو کز سرِ جان برخیزم» فضای این نیت را به سوی «رهایی از غم و سخت‌گیری» می‌برد و در کنار آن از «امید و خبر خوش» سخن می‌گوید. سبک‌تر گرفتن آنچه در کنترل تو نیست، راه تازه‌ای باز می‌کند. خبر یا فرصتی می‌رسد که نگاهت را به این نیت روشن‌تر می‌کند.

تعبیر فال

پیام فال

بخشی از گره نیتت از فشار و سخت‌گیری بیش از اندازه خودت ساخته شده است. محبت صادقانه می‌تواند گره اصلی نیتت را نرم کند.

راهکار پیشنهادی

در کنار پیگیری نیت، سهم شادی و معاشرت سالم را فراموش نکن. برای خبر تازه آماده باش و پاسخ را به تعویق نینداز.

هشدار فال

از بازگشت به الگوی ناامیدی قدیمی خودداری کن.

نتیجهٔ نیت

فضای نیت از سنگینی خارج می‌شود و امکان حرکت دوباره فراهم می‌گردد. اگر صداقت دوطرفه باشد، این نیت به آرامش و نزدیکی می‌رسد.

غزل شمارهٔ ۳۳۶

مژدهٔ وصلِ تو کو کز سرِ جان برخیزم

طایرِ قُدسم و از دامِ جهان برخیزم

به ولای تو که گر بندهٔ خویشم خوانی

از سرِ خواجگیِ کون و مکان برخیزم

یا رب از ابرِ هدایت بِرَسان بارانی

پیشتر زان که چو گَردی ز میان برخیزم

بر سرِ تربتِ من با مِی و مُطرب بنشین

تا به بویت ز لحد رقص کُنان برخیزم

خیز و بالا بنما ای بتِ شیرین حرکات

کز سرِ جان و جهان دست فشان برخیزم

گرچه پیرم تو شبی تنگ در آغوشم کَش

تا سحرگه ز کنارِ تو جوان برخیزم

روز مرگم نفسی مهلتِ دیدار بده

تا چو حافظ ز سرِ جان و جهان برخیزم

برگرفته از گنجور