غزل شمارهٔ ۳۳۹ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «خیالِ رویِ تو چون بُگذَرَد به گلشنِ چَشم» فضای این نیت را به سوی «شناخت خویش و استقلال رأی» می‌برد و در کنار آن از «عشق و انتخاب دل» سخن می‌گوید. فال تو را به بازگشت به معیارهای شخصی و صدای درون دعوت می‌کند. برای رسیدن به مقصود باید میان ترس و خواسته قلبی خود انتخاب کنی.

تعبیر فال

پیام فال

پاسخ نیتت بیش از تأیید دیگران به شناخت خواسته واقعی خودت وابسته است. سبک‌تر گرفتن آنچه در کنترل تو نیست، راه تازه‌ای باز می‌کند.

راهکار پیشنهادی

حد و مرز خود را روشن و محترمانه بیان کن. صادق بمان و بهای انتخابت را آگاهانه بپذیر.

هشدار فال

از تصمیمی که فقط برای فرار از تنهایی است دوری کن.

نتیجهٔ نیت

وقتی ارزش خود را جدی بگیری، شرایط بیرونی نیز تغییر می‌کند. با آرام‌ترشدن ذهن، راه‌حل ساده‌تری پیش چشمت پیدا می‌شود.

غزل شمارهٔ ۳۳۹

خیالِ رویِ تو چون بُگذَرَد به گلشنِ چَشم

دل از پِیِ نظر آید به سویِ روزنِ چَشم

سزایِ تکیه گَهَت مَنظَری نمی‌بینم

منم ز عالَم و این گوشهٔ مُعَیَّنِ چَشم

بیا که لَعل و گُهَر در نثارِ مَقْدَمِ تو

ز گنج‌خانه‌‌ دل می‌کشم به روزنِ چَشم

سَحَر سِرِشکِ رَوانم سرِ خرابی داشت

گَرَم نه خونِ جگر می‌گرفت دامنِ چَشم

نخست روز که دیدم رخِ تو دل می‌گفت

اگر رسَد خلَلی، خونِ من به گردنِ چَشم

به بویِ مژدهٔ وصلِ تو تا سَحَر، شبِ دوش

به راهِ باد نهادم چراغِ روشنِ چَشم

به مردمی که دلِ دردمندِ حافظ را

مَزَن به ناوَکِ دلدوزِ مردم افکنِ چَشم

برگرفته از گنجور