غزل شمارهٔ ۳۵۰ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «به عزمِ توبه سحر گفتم استخاره کُنم» فضای این نیت را به سوی «حرکت و تغییر مسیر» می‌برد و در کنار آن از «رهایی از غم و سخت‌گیری» سخن می‌گوید. ماندن در نقطه امن دیگر پاسخ کامل تو نیست. بخشی از گره نیتت از فشار و سخت‌گیری بیش از اندازه خودت ساخته شده است.

تعبیر فال

پیام فال

فال از مسیری تازه می‌گوید که تجربه و رشد به همراه دارد. ارزش خود را کمتر از آنچه هست سنجیده‌ای و این بر تصمیم تو اثر گذاشته است.

راهکار پیشنهادی

نقشه راه و هزینه‌ها را روشن کن و سپس قدم اول را بردار. یک نگرانی تکراری را آگاهانه رها کن.

هشدار فال

برای آرامش کوتاه‌مدت تصمیم پرهزینه نگیر.

نتیجهٔ نیت

حرکت حساب‌شده تو را به فرصت بهتری می‌رساند. نتیجه مطلوب از انتخابی می‌آید که با شخصیت واقعی تو هماهنگ باشد.

غزل شمارهٔ ۳۵۰

به عزمِ توبه سحر گفتم استخاره کُنم

بهارِ توبه‌شکن می‌رسد چه چاره کُنم؟

سخن درست بگویم نمی‌توانم دید

که مِی خورند حریفان و من نِظاره کنم

چو غنچه با لبِ خندان به یادِ مجلسِ شاه

پیاله گیرم و از شوق، جامه پاره کنم

به دورِ لاله دماغِ مرا عِلاج کنید

گر از میانهٔ بزمِ طَرَب کناره کنم

ز رویِ دوست مرا چون گلِ مراد شِکُفت

حوالهٔ سَرِ دشمن به سنگِ خاره کنم

گدایِ میکده‌ام، لیک وقتِ مستی بین

که ناز بر فلک و حکم بر ستاره کنم

مرا که نیست رَه و رسمِ لقمه‌پرهیزی

چرا ملامتِ رندِ شراب‌خواره کنم

به تختِ گُل بنشانم بُتی چو سلطانی

ز سنبل و سَمَنش، سازِ طوق و یاره کنم

ز باده خوردن پنهان مَلول شد حافظ

به بانگِ بَربَط و نِی، رازَش آشکاره کنم

برگرفته از گنجور