غزل شمارهٔ ۳۶۱ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «آن که پامالِ جفا کرد چو خاکِ راهم» فضای این نیت را به سوی «رهایی از غم و سخت‌گیری» می‌برد و در کنار آن از «حرکت و تغییر مسیر» سخن می‌گوید. بخشی از گره نیتت از فشار و سخت‌گیری بیش از اندازه خودت ساخته شده است. فال از مسیری تازه می‌گوید که تجربه و رشد به همراه دارد.

تعبیر فال

پیام فال

فال یادآوری می‌کند که با ذهن فرسوده نمی‌توان تصمیم روشنی گرفت. پاسخ نیتت بیش از تأیید دیگران به شناخت خواسته واقعی خودت وابسته است.

راهکار پیشنهادی

یک نگرانی تکراری را آگاهانه رها کن. از تغییر کوچک اما واقعی شروع کن.

هشدار فال

بدون برنامه و فقط از سر خستگی مسیر را عوض نکن.

نتیجهٔ نیت

نتیجه زمانی بهتر می‌شود که شادی و مسئولیت را متعادل نگه داری. وقتی ارزش خود را جدی بگیری، شرایط بیرونی نیز تغییر می‌کند.

غزل شمارهٔ ۳۶۱

آن که پامالِ جفا کرد چو خاکِ راهم

خاک می‌بوسم و عُذرِ قَدَمَش می‌خواهم

من نه آنم که ز جورِ تو بِنالم، حاشا

بندهٔ معتقد و چاکرِ دولتخواهم

بسته‌ام در خَمِ گیسویِ تو امّیدِ دراز

آن مبادا که کُنَد دستِ طلب کوتاهم

ذَرّهٔ خاکم و در کویِ توام جای خوش است

ترسم ای دوست که بادی بِبَرَد ناگاهم

پیرِ میخانه سَحَر جامِ جهان‌بینم داد

و اندر آن آینه از حُسنِ تو کرد آگاهم

صوفیِ صومعهٔ عالَمِ قُدسَم لیکن

حالیا دیرِ مُغان است حوالتگاهم

با منِ راه‌نشین خیز و سوی میکده آی

تا در آن حلقه ببینی که چه صاحب جاهم

مست بگذشتی و از حافظت اندیشه نبود

آه اگر دامنِ حُسنِ تو بگیرد آهم

خوشم آمد که سحر خسروِ خاور می‌گفت

با همه پادشهی بندهٔ تورانشاهم

برگرفته از گنجور