غزل شمارهٔ ۳۷۳ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «خیز تا خرقه صوفی به خرابات بریم» فضای این نیت را به سوی «حرکت و تغییر مسیر» می‌برد و در کنار آن از «رهایی از غم و سخت‌گیری» سخن می‌گوید. این نیت با حرکت، تغییر محیط یا بیرون‌آمدن از وضعیت فعلی گشوده می‌شود. سبک‌تر گرفتن آنچه در کنترل تو نیست، راه تازه‌ای باز می‌کند.

تعبیر فال

پیام فال

ماندن در نقطه امن دیگر پاسخ کامل تو نیست. پاسخ نیتت بیش از تأیید دیگران به شناخت خواسته واقعی خودت وابسته است.

راهکار پیشنهادی

همراه و راهنمای قابل اعتماد برای این مسیر پیدا کن. در کنار پیگیری نیت، سهم شادی و معاشرت سالم را فراموش نکن.

هشدار فال

رهایی را با بی‌مسئولیتی یا فرار از مسئله اشتباه نگیر.

نتیجهٔ نیت

در این راه تأخیر کوتاه هست، اما بن‌بست دیده نمی‌شود. وقتی ارزش خود را جدی بگیری، شرایط بیرونی نیز تغییر می‌کند.

غزل شمارهٔ ۳۷۳

خیز تا خرقه صوفی به خرابات بریم

شطح و طامات به بازار خرافات بریم

سوی رندان قلندر به ره آورد سفر

دلق بسطامی و سجاده طامات بریم

تا همه خلوتیان جام صبوحی گیرند

چنگ صبحی به در پیر مناجات بریم

با تو آن عهد که در وادی ایمن بستیم

همچو موسی ارنی گوی به میقات بریم

کوس ناموس تو بر کنگره عرش زنیم

علم عشق تو بر بام سماوات بریم

خاک کوی تو به صحرای قیامت فردا

همه بر فرق سر از بهر مباهات بریم

ور نهد در ره ما خار ملامت زاهد

از گلستانش به زندان مکافات بریم

شرممان باد ز پشمینه آلوده خویش

گر بدین فضل و هنر نام کرامات بریم

قدر وقت ار نشناسد دل و کاری نکند

بس خجالت که از این حاصل اوقات بریم

فتنه می‌بارد از این سقف مقرنس برخیز

تا به میخانه پناه از همه آفات بریم

در بیابان فنا گم شدن آخر تا کی

ره بپرسیم مگر پی به مهمات بریم

حافظ آب رخ خود بر در هر سفله مریز

حاجت آن به که بر قاضی حاجات بریم

برگرفته از گنجور