غزل شمارهٔ ۳۸۱ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «گرچه ما بندگان پادشهیم» فضای این نیت را به سوی «کار و روزی» می‌برد و در کنار آن از «وصال و گشایش عاطفی» سخن می‌گوید. فال از فرصت مادی‌ای می‌گوید که به اعتبار و درستکاری وابسته است. فاصله‌ای که آزارت داده همیشگی نیست و راه گفت‌وگو باز می‌شود.

تعبیر فال

پیام فال

این نیت ظرفیت بهبود مالی یا جایگاه کاری دارد، اما با میان‌بُر ناسالم سازگار نیست. فال تو را به بازگشت به معیارهای شخصی و صدای درون دعوت می‌کند.

راهکار پیشنهادی

روی مهارتی سرمایه‌گذاری کن که اختیار بیشتری به تو می‌دهد. احساست را روشن اما بی‌اصرار بیان کن.

هشدار فال

غرور یا سکوت طولانی می‌تواند فرصت نزدیکی را از بین ببرد.

نتیجهٔ نیت

پیشنهادی می‌رسد که پس از بررسی دقیق می‌تواند سودمند باشد. با اعتماد به معیارهای درست خود، تصمیمی آرام‌تر و سودمندتر می‌گیری.

غزل شمارهٔ ۳۸۱

گرچه ما بندگان پادشهیم

پادشاهان ملک صبحگهیم

گنج در آستین و کیسه تهی

جام گیتی‌نما و خاک رهیم

هوشیار حضور و مست غرور

بحر توحید و غرقهٔ گنهیم

شاهد بخت چون کرشمه کند

ماش آیینه‌ رخ چو مهیم

شاه بیدار بخت را هر شب

ما نگهبان افسر و کلهیم

گو غنیمت شمار صحبت ما

که تو در خواب و ما به دیده گهیم

شاه منصور واقف است که ما

روی همّت به هر کجا که نهیم

دشمنان را ز خون کفن سازیم

دوستان را قبای فتح دهیم

رنگ تزویر پیش ما نبود

شیر سرخیم و افعی سیهیم

وام حافظ بگو که بازدهند

کرده‌ای اعتراف و ما گوهیم

برگرفته از گنجور