غزل شمارهٔ ۴۲۱ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «درِ سرایِ مغان رُفته بود و آب‌زده» فضای این نیت را به سوی «کار و روزی» می‌برد و در کنار آن از «تدبیر و انتخاب آگاهانه» سخن می‌گوید. این نیت ظرفیت بهبود مالی یا جایگاه کاری دارد، اما با میان‌بُر ناسالم سازگار نیست. فال تو را به تصمیمی هوشیارانه و دور از هیجان زودگذر دعوت می‌کند.

تعبیر فال

پیام فال

ارزش واقعی کار تو دیده می‌شود، هرچند شاید نه از سوی کسی که اکنون انتظار داری. همه راه‌ها در اختیار تو نیست؛ بخشی از گشایش از جایی فراتر از محاسبه می‌رسد.

راهکار پیشنهادی

درآمد پایدار را بر سود سریع و مبهم ترجیح بده. با فردی باتجربه و بی‌طرف مشورت کن.

هشدار فال

حسابگری افراطی نیز می‌تواند تو را از اصل مقصود دور کند.

نتیجهٔ نیت

نتیجه مالی مثبت است، اما نه از راه عجله یا ریسک بی‌حساب. کمک یا پاسخی می‌رسد که فشار این نیت را کمتر می‌کند.

غزل شمارهٔ ۴۲۱

درِ سرایِ مغان رُفته بود و آب‌زده

نشسته پیر و صلایی به شیخ و شاب زده

سبوکشان همه در بندگیش بسته کمر

ولی ز تَرک کُله چتر بر سحاب زده

شعاع جام و قدح نور ماه پوشیده

عذار مغ‌بچگان راه آفتاب زده

عروس بخت در آن حجله با هزاران ناز

شکسته کسمه و بر برگ گل، گلاب زده

گرفته ساغر عشرت فرشتهٔ رحمت

ز جرعه بر رخ حور و پری گلاب زده

ز شور و عربدهٔ شاهدان شیرین‌کار

شکر شکسته، سمن ریخته، رباب زده

سلام کردم و با من به روی خندان گفت

که ای خمارکشِ مفلسِ شراب‌زده

که این کند که تو کردی به ضعف همت و رای؟

ز گنج‌خانه شده خیمه بر خراب زده

وصال دولت بیدار ترسمت ندهند

که خفته‌ای تو در آغوش بختِ خواب‌زده

بیا به میکده حافظ که بر تو عرضه کنم

هزار صف ز دعاهای مستجاب‌ زده

فلک جنیبه‌کش شاه نصرت‌الدین است

بیا ببین ملکش دست در رکاب زده

خرد که ملهم غیب است بهر کسب شرف

ز بام عرش صدش بوسه بر جناب زده

برگرفته از گنجور