غزل شمارهٔ ۴۳۱ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «لبش می‌بوسم و در می‌کشم می» فضای این نیت را به سوی «رهایی از غم و سخت‌گیری» می‌برد و در کنار آن از «تدبیر و انتخاب آگاهانه» سخن می‌گوید. فال یادآوری می‌کند که با ذهن فرسوده نمی‌توان تصمیم روشنی گرفت. پاسخ این نیت در دیدن حقیقت پشت ظاهر ماجراست.

تعبیر فال

پیام فال

سبک‌تر گرفتن آنچه در کنترل تو نیست، راه تازه‌ای باز می‌کند. فشار این نیت واقعی است و پیش از نتیجه به مراقبت و پایداری نیاز داری.

راهکار پیشنهادی

کمی فاصله بگیر، استراحت کن و سپس با ذهن تازه بازگرد. معیارهای اصلی خودت را بنویس و بر همان اساس انتخاب کن.

هشدار فال

به ظاهر منطقی سخن کسانی که نفع پنهان دارند اعتماد نکن.

نتیجهٔ نیت

با آرام‌ترشدن ذهن، راه‌حل ساده‌تری پیش چشمت پیدا می‌شود. پایان راه از امروز روشن‌تر است؛ ادامه‌دادن با برنامه نتیجه می‌دهد.

غزل شمارهٔ ۴۳۱

لبش می‌بوسم و در می‌کشم می

به آب زندگانی برده‌ام پی

نه رازش می‌توانم گفت با کس

نه کس را می‌توانم دید با وی

لبش می‌بوسد و خون می‌خورد جام

رخش می‌بیند و گل می‌کند خوی

بده جام می و از جم مکن یاد

که می‌داند که جم کی بود و کی کی؟

بزن در پرده چنگ ای ماه مطرب!

رگش بخراش تا بخروشم از وی

گل از خلوت به باغ آورد مسند

بساط زهد همچون غنچه کن طی

چو چشمش مست را مخمور مگذار

به یاد لعلش ای ساقی بده می

نجوید جان از آن قالب جدایی

که باشد خونِ جامش در رگ و پی

زبانت درکِش ای حافظ زمانی

حدیث بی‌زبانان بشنو از نی

برگرفته از گنجور