غزل شمارهٔ ۴۳۵ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «با مدّعی مگویید، اسرارِ عشق و مستی» فضای این نیت را به سوی «عشق و انتخاب دل» می‌برد و در کنار آن از «رهایی از غم و سخت‌گیری» سخن می‌گوید. این مسیر ارزشمند است، اما آسودگی همیشگی وعده نمی‌دهد. فال یادآوری می‌کند که با ذهن فرسوده نمی‌توان تصمیم روشنی گرفت.

تعبیر فال

پیام فال

اصل این نیت با خواسته واقعی دل تو پیوند دارد، نه صرفاً حسابگری. فال از فرصت مادی‌ای می‌گوید که به اعتبار و درستکاری وابسته است.

راهکار پیشنهادی

بین شور لحظه‌ای و علاقه عمیق تفاوت بگذار. کمی فاصله بگیر، استراحت کن و سپس با ذهن تازه بازگرد.

هشدار فال

غم گذشته را وارد فرصت تازه نکن.

نتیجهٔ نیت

نتیجه بیش از هر چیز به شجاعت تو در بیان حقیقت بستگی دارد. با نظم و صداقت، بهبود تدریجی و ماندگار دیده می‌شود.

غزل شمارهٔ ۴۳۵

با مدّعی مگویید، اسرارِ عشق و مستی

تا بی‌خبر بمیرد، در دردِ خودپرستی

عاشق شو اَر نَهْ روزی، کارِ جهان سرآید

ناخوانده نقشِ مقصود، از کارگاهِ هستی

دوش آن صنم چه خوش گفت، در مجلسِ مُغانَم

«با کافران چه کارت؟ گر بت نمی‌پرستی»

سلطانِ من خدا را، زُلفَت شکست ما را

تا کِی کُنَد سیاهی، چندین درازدستی؟

در گوشهٔ سلامت، مستور چون توان بود

تا نرگسِ تو با ما، گوید رموزِ مستی

آن روز دیده بودم، این فتنه‌ها که برخاست

کز سرکشی، زمانی، با ما نمی‌نشستی

عشقت، به دستِ طوفان، خواهد سپرد حافظ

چون برق، از این کشاکش، پنداشتی که جستی

برگرفته از گنجور