غزل شمارهٔ ۴۴۱ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «چه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی؟» فضای این نیت را به سوی «عشق و انتخاب دل» می‌برد و در کنار آن از «حرکت و تغییر مسیر» سخن می‌گوید. این مسیر ارزشمند است، اما آسودگی همیشگی وعده نمی‌دهد. ماندن در نقطه امن دیگر پاسخ کامل تو نیست.

تعبیر فال

پیام فال

اصل این نیت با خواسته واقعی دل تو پیوند دارد، نه صرفاً حسابگری. سبک‌تر گرفتن آنچه در کنترل تو نیست، راه تازه‌ای باز می‌کند.

راهکار پیشنهادی

بین شور لحظه‌ای و علاقه عمیق تفاوت بگذار. نقشه راه و هزینه‌ها را روشن کن و سپس قدم اول را بردار.

هشدار فال

وعده مقصد آسان را از افراد ناشناس نپذیر.

نتیجهٔ نیت

نتیجه بیش از هر چیز به شجاعت تو در بیان حقیقت بستگی دارد. با آرام‌ترشدن ذهن، راه‌حل ساده‌تری پیش چشمت پیدا می‌شود.

غزل شمارهٔ ۴۴۱

چه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی؟

که حال ما نه چنین بودی ار چنان بودی

بگفتمی که «چه ارزد نسیم طرهٔ دوست؟»

گرم به هر سر مویی هزار جان بودی

برات خوش‌دلی ما چه کم شدی یا رب

گرش نشان امان از بد زمان بودی

گرَم زمانه سرافراز داشتی و عزیز

سریر عزتم آن خاک آستان بودی

ز پرده کاش برون آمدی چو قطرهٔ اشک

که بر دو دیدهٔ ما حکم او روان بودی

اگر نه دایرهٔ عشق راه بربستی

چو نقطه حافظ سرگشته در میان بودی

برگرفته از گنجور