غزل شمارهٔ ۴۴۶ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «صبا تو نکهت آن زلف مشک بو داری» فضای این نیت را به سوی «شناخت خویش و استقلال رأی» می‌برد و در کنار آن از «عشق و انتخاب دل» سخن می‌گوید. ارزش خود را کمتر از آنچه هست سنجیده‌ای و این بر تصمیم تو اثر گذاشته است. اصل این نیت با خواسته واقعی دل تو پیوند دارد، نه صرفاً حسابگری.

تعبیر فال

پیام فال

فال تو را به بازگشت به معیارهای شخصی و صدای درون دعوت می‌کند. همه کسانی که نزدیک به نظر می‌رسند لزوماً هم‌جهت با تو نیستند.

راهکار پیشنهادی

پیش از تصمیم، از خودت بپرس چه چیزی واقعاً برایت قابل قبول است. با دل تصمیم بگیر، ولی نشانه‌های روشن را نادیده نگیر.

هشدار فال

احساس قوی را جایگزین شناخت و گفت‌وگو نکن.

نتیجهٔ نیت

با اعتماد به معیارهای درست خود، تصمیمی آرام‌تر و سودمندتر می‌گیری. نتیجه می‌تواند مثبت باشد، اما نیازمند مرزبندی روشن است.

غزل شمارهٔ ۴۴۶

صبا تو نکهت آن زلف مشک بو داری

به یادگار بمانی که بوی او داری

دلم که گوهر اسرار حسن و عشق در اوست

توان به دست تو دادن گرش نکو داری

در آن شمایل مطبوع هیچ نتوان گفت

جز این قدر که رقیبان تندخو داری

نوای بلبلت ای گل کجا پسند افتد

که گوش و هوش به مرغان هرزه گو داری

به جرعه تو سرم مست گشت نوشت باد

خود از کدام خم است این که در سبو داری

به سرکشی خود ای سرو جویبار مناز

که گر بدو رسی از شرم سر فروداری

دم از ممالک خوبی چو آفتاب زدن

تو را رسد که غلامان ماه رو داری

قبای حسن فروشی تو را برازد و بس

که همچو گل همه آیین رنگ و بو داری

ز کنج صومعه حافظ مجوی گوهر عشق

قدم برون نه اگر میل جست و جو داری

برگرفته از گنجور