غزل شمارهٔ ۴۵۰ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «روزگاری‌ست که ما را نگران می‌داری» فضای این نیت را به سوی «رهایی از غم و سخت‌گیری» می‌برد و در کنار آن از «عشق و انتخاب دل» سخن می‌گوید. سبک‌تر گرفتن آنچه در کنترل تو نیست، راه تازه‌ای باز می‌کند. برای رسیدن به مقصود باید میان ترس و خواسته قلبی خود انتخاب کنی.

تعبیر فال

پیام فال

بخشی از گره نیتت از فشار و سخت‌گیری بیش از اندازه خودت ساخته شده است. فال تو را به بازگشت به معیارهای شخصی و صدای درون دعوت می‌کند.

راهکار پیشنهادی

در کنار پیگیری نیت، سهم شادی و معاشرت سالم را فراموش نکن. صادق بمان و بهای انتخابت را آگاهانه بپذیر.

هشدار فال

از تصمیمی که فقط برای فرار از تنهایی است دوری کن.

نتیجهٔ نیت

فضای نیت از سنگینی خارج می‌شود و امکان حرکت دوباره فراهم می‌گردد. با اعتماد به معیارهای درست خود، تصمیمی آرام‌تر و سودمندتر می‌گیری.

غزل شمارهٔ ۴۵۰

روزگاری‌ست که ما را نگران می‌داری

مخلصان را نه به وضع دگران می‌داری

گوشهٔ چشمِ رضایی به مَنَتْ باز نشد

این چنین عزت صاحب‌نظران می‌داری

ساعد آن به که بپوشی تو چو از بهرِ نگار

دست در خونِ دلِ پُرهنران می‌داری

نه گل از دستِ غمت رست و نه بلبل در باغ

همه را نعره‌زنان جامه‌دران می‌داری

ای که در دلقِ مُلَمَّع طلبی نقد حضور

چشم سری عجب از بی‌خبران می‌داری

چون تویی نرگسِ باغ نظر ای چشم و چراغ

سر چرا بر من دل‌خسته گران می‌داری؟

گوهر جام‌جم از کانِ جهانی دگر است

تو تمنّا ز گِلِ کوزه‌گران می‌داری

پدر تجربه ای دل تویی آخر ز چه روی

طمع مهر و وفا زین پسران می‌داری؟

کیسهٔ سیم و زرت پاک بباید پرداخت

این طمع‌ها که تو از سیم‌بران می‌داری

گر چه رندیّ و خرابیّ گنهِ ماست، ولی

عاشقی گفت که تو بنده بر آن می‌داری

مگذران روزِ سلامت به ملامت حافظ

چه توقع ز جهانِ گذران می‌داری؟

برگرفته از گنجور