غزل شمارهٔ ۴۵۵ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «عمر بگذشت به بی‌حاصلی و بوالهوسی» فضای این نیت را به سوی «رهایی از غم و سخت‌گیری» می‌برد و در کنار آن از «حرکت و تغییر مسیر» سخن می‌گوید. فال یادآوری می‌کند که با ذهن فرسوده نمی‌توان تصمیم روشنی گرفت. این نیت با حرکت، تغییر محیط یا بیرون‌آمدن از وضعیت فعلی گشوده می‌شود.

تعبیر فال

پیام فال

سبک‌تر گرفتن آنچه در کنترل تو نیست، راه تازه‌ای باز می‌کند. برای رسیدن به مقصود باید میان ترس و خواسته قلبی خود انتخاب کنی.

راهکار پیشنهادی

کمی فاصله بگیر، استراحت کن و سپس با ذهن تازه بازگرد. همراه و راهنمای قابل اعتماد برای این مسیر پیدا کن.

هشدار فال

در میانه راه با اولین مانع به عقب برنگرد.

نتیجهٔ نیت

با آرام‌ترشدن ذهن، راه‌حل ساده‌تری پیش چشمت پیدا می‌شود. نیت تو ظرفیت کامیابی دارد، اما با مسئولیت و پایداری.

غزل شمارهٔ ۴۵۵

عمر بگذشت به بی‌حاصلی و بوالهوسی

ای پسر جام مِی‌ام ده که به پیری برسی

چه شکرهاست در این شهر که قانع شده‌اند

شاه‌بازانِ طریقت به مقامِ مگسی

دوش در خیل غلامان درش می‌رفتم

گفت: «ای عاشق بیچاره تو باری چه کسی؟»

با دل خون‌شده چون نافه خوشش باید بود

هر که مشهور جهان گشت به مشکین‌نفسی

لمع البرق مِن الطّور و آنَستُ بهِ

فلَعَلّی لک آتٍ بشهابٍ قبسِ

کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش

وه که بس بی‌خبر از غلغل چندین جرسی

بال بگشا و صفیر از شجر طوبی زن

حیف باشد چو تو مرغی که اسیر قفسی

تا چو مجمر نفسی دامن جانان گیرم

جان نهادیم بر آتش ز پی خوش‌نفسی

چند پوید به هوای تو ز هر سو حافظ

یَسَر الله طریقاً بکَ یا ملتمِسی

برگرفته از گنجور