غزل شمارهٔ ۴۷۰ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی» فضای این نیت را به سوی «رهایی از غم و سخت‌گیری» می‌برد و در کنار آن از «کار و روزی» سخن می‌گوید. فال یادآوری می‌کند که با ذهن فرسوده نمی‌توان تصمیم روشنی گرفت. این نیت ظرفیت بهبود مالی یا جایگاه کاری دارد، اما با میان‌بُر ناسالم سازگار نیست.

تعبیر فال

پیام فال

سبک‌تر گرفتن آنچه در کنترل تو نیست، راه تازه‌ای باز می‌کند. ماندن در نقطه امن دیگر پاسخ کامل تو نیست.

راهکار پیشنهادی

کمی فاصله بگیر، استراحت کن و سپس با ذهن تازه بازگرد. درآمد پایدار را بر سود سریع و مبهم ترجیح بده.

هشدار فال

به وعده مالی بدون سند و زمان‌بندی اعتماد نکن.

نتیجهٔ نیت

با آرام‌ترشدن ذهن، راه‌حل ساده‌تری پیش چشمت پیدا می‌شود. در این راه تأخیر کوتاه هست، اما بن‌بست دیده نمی‌شود.

غزل شمارهٔ ۴۷۰

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی

دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی

چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو؟

ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی

زیرکی را گفتم: «این احوال بین»، خندید و گفت:

«صعب‌روزی، بوالعجب‌کاری، پریشان‌عالمی»

سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگل

شاه ترکان فارغ است از حال ما، کو رستمی؟

در طریق عشق‌بازی امن و آسایش بلاست

ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی

اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست

رهروی باید جهان‌سوزی نه خامی بی‌غمی

آدمی در عالم خاکی نمی‌آید به دست

عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی

خیز تا خاطر بدان تُرک سمرقندی دهیم

کز نسیمش بوی جوی مولیان آید همی

گریهٔ حافظ چه سنجد پیش استغنای عشق

کاندر این دریا نماید هفت دریا شبنمی

برگرفته از گنجور