غزل شمارهٔ ۴۷۳ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «وقت را غنیمت دان آن قدر که بتْوانی» فضای این نیت را به سوی «رهایی از غم و سخت‌گیری» می‌برد و در کنار آن از «شناخت خویش و استقلال رأی» سخن می‌گوید. فال یادآوری می‌کند که با ذهن فرسوده نمی‌توان تصمیم روشنی گرفت. پاسخ نیتت بیش از تأیید دیگران به شناخت خواسته واقعی خودت وابسته است.

تعبیر فال

پیام فال

سبک‌تر گرفتن آنچه در کنترل تو نیست، راه تازه‌ای باز می‌کند. برای رسیدن به مقصود باید میان ترس و خواسته قلبی خود انتخاب کنی.

راهکار پیشنهادی

کمی فاصله بگیر، استراحت کن و سپس با ذهن تازه بازگرد. موفقیت را با معیار زندگی دیگران نسنج.

هشدار فال

انتقاد یک نفر را حکم نهایی درباره ارزش خود ندان.

نتیجهٔ نیت

با آرام‌ترشدن ذهن، راه‌حل ساده‌تری پیش چشمت پیدا می‌شود. نیت تو ظرفیت کامیابی دارد، اما با مسئولیت و پایداری.

غزل شمارهٔ ۴۷۳

وقت را غنیمت دان آن قدر که بتْوانی

حاصل از حیات ای جان این دم است تا دانی

کام‌بخشیِ گردون عمر در عوض دارد

جهد کن که از دولت دادِ عیش بستانی

باغبان چو من زین جا بگذرم حرامت باد

گر به جای من سروی غیر دوست بنشانی

زاهد پشیمان را ذوق باده خواهد کشت

عاقلا! مکن کاری کآورد پشیمانی

محتسب نمی‌داند این قدر که صوفی را

جنس خانگی باشد همچو لعل رمانی

با دعای شب‌خیزان ای شکردهان مستیز

در پناه یک اسم است خاتم سلیمانی

پند عاشقان بشنو و از در طرب بازآ

کاین همه نمی‌ارزد شغل عالم فانی

یوسف عزیزم رفت ای برادران رحمی

کز غمش عجب بینم حال پیر کنعانی

پیش زاهد از رندی دم مزن که نتوان گفت

با طبیب نامحرم حال درد پنهانی

می‌روی و مژگانت خون خلق می‌ریزد

تیز می‌روی جانا ترسمت فرومانی

دل ز ناوک چشمت گوش داشتم لیکن

ابروی کماندارت می‌برد به پیشانی

جمع کن به احسانی حافظ پریشان را

ای شکنج گیسویت مجمع پریشانی

گر تو فارغی از ما ای نگار سنگین‌دل

حال خود بخواهم گفت پیش آصف ثانی

برگرفته از گنجور