غزل شمارهٔ ۴۸۷ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «ای بی‌خبر بکوش که صاحب‌خبر شوی» فضای این نیت را به سوی «شناخت خویش و استقلال رأی» می‌برد و در کنار آن از «عشق و انتخاب دل» سخن می‌گوید. پاسخ نیتت بیش از تأیید دیگران به شناخت خواسته واقعی خودت وابسته است. این مسیر ارزشمند است، اما آسودگی همیشگی وعده نمی‌دهد.

تعبیر فال

پیام فال

ارزش خود را کمتر از آنچه هست سنجیده‌ای و این بر تصمیم تو اثر گذاشته است. همه راه‌ها در اختیار تو نیست؛ بخشی از گشایش از جایی فراتر از محاسبه می‌رسد.

راهکار پیشنهادی

موفقیت را با معیار زندگی دیگران نسنج. بین شور لحظه‌ای و علاقه عمیق تفاوت بگذار.

هشدار فال

عشق نباید بهانه‌ای برای تحمل بی‌احترامی شود.

نتیجهٔ نیت

نتیجه مطلوب از انتخابی می‌آید که با شخصیت واقعی تو هماهنگ باشد. کمک یا پاسخی می‌رسد که فشار این نیت را کمتر می‌کند.

غزل شمارهٔ ۴۸۷

ای بی‌خبر بکوش که صاحب‌خبر شوی

تا راهرو نباشی کی راهبر شوی؟

در مکتب حقایق پیش ادیب عشق

هان ای پسر بکوش که روزی پدر شوی

دست از مسِ وجود چو مردان ره بشوی

تا کیمیای عشق بیابی و زر شوی

خواب و خورت ز مرتبهٔ خویش دور کرد

آن گه رسی به خویش که بی خواب و خور شوی

گر نور عشق حق به دل و جانت اوفتد

بالله کز آفتاب فلک خوب‌تر شوی

یک دم غریق بحر خدا شو گمان مبر

کز آب هفت بحر به یک موی تر شوی

از پای تا سرت همه نور خدا شود

در راه ذوالجلال چو بی پا و سر شوی

وجه خدا اگر شودت منظر نظر

زین پس شکی نماند که صاحب‌نظر شوی

بنیاد هستی تو چو زیر و زبر شود

در دل مدار هیچ که زیر و زبر شوی

گر در سرت هوای وصال است حافظا

باید که خاک درگه اهل هنر شوی

برگرفته از گنجور