غزل شمارهٔ ۴۹ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «روضهٔ خُلدِ برین خلوتِ درویشان است» فضای این نیت را به سوی «شناخت خویش و استقلال رأی» می‌برد و در کنار آن از «کار و روزی» سخن می‌گوید. پاسخ نیتت بیش از تأیید دیگران به شناخت خواسته واقعی خودت وابسته است. فال از فرصت مادی‌ای می‌گوید که به اعتبار و درستکاری وابسته است.

تعبیر فال

پیام فال

ارزش خود را کمتر از آنچه هست سنجیده‌ای و این بر تصمیم تو اثر گذاشته است. بخشی از گره نیتت از فشار و سخت‌گیری بیش از اندازه خودت ساخته شده است.

راهکار پیشنهادی

موفقیت را با معیار زندگی دیگران نسنج. روی مهارتی سرمایه‌گذاری کن که اختیار بیشتری به تو می‌دهد.

هشدار فال

برای منفعت کوتاه‌مدت اعتبار بلندمدت را به خطر نینداز.

نتیجهٔ نیت

نتیجه مطلوب از انتخابی می‌آید که با شخصیت واقعی تو هماهنگ باشد. فضای نیت از سنگینی خارج می‌شود و امکان حرکت دوباره فراهم می‌گردد.

غزل شمارهٔ ۴۹

روضهٔ خُلدِ برین خلوتِ درویشان است

مایهٔ مُحتشمی، خدمتِ درویشان است

گَنج عُزلت که طِلِسماتِ عجایب دارد

فتحِ آن در نظرِ رحمتِ درویشان است

قصرِ فردوس که رضوانش به دَربانی رفت

مَنظَری از چمنِ نُزهَتِ درویشان است

آن چه زر می‌شود از پرتو آن، قلبِ سیاه

کیمیاییست که در صحبتِ درویشان است

آن که پیشش بِنَهَد تاجِ تکبر، خورشید

کبریاییست که در حِشمتِ درویشان است

دولتی را که نباشد غم از آسیبِ زَوال

بی‌تَکَلُف بشنو، دولتِ درویشان است

خسروان، قبلهٔ حاجاتِ جهانند ولی

سببش بندگیِ حضرتِ درویشان است

رویِ مقصود که شاهان به دعا می‌طَلبند

مَظهَرَش آینهٔ طَلعَتِ درویشان است

از کران تا به کران، لشکر ظُلم است ولی

از اَزَل تا به اَبَد، فرصتِ درویشان است

ای توانگر مَفُروش این همه نِخوَت که تو را

سر و زر در کَنَفِ همتِ درویشان است

گنجِ قارون که فرو می‌شود از قَهر هنوز

خوانده باشی که هم از غِیرتِ درویشان است

حافظ ار آبِ حیاتِ اَزَلی می‌خواهی

مَنبَعَش خاکِ درِ خلوتِ درویشان است

من غلامِ نظرِ آصِفِ عهدم کو را

صورتِ خواجگی و سیرتِ درویشان است

برگرفته از گنجور