غزل شمارهٔ ۵۱ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «لعلِ سیرابِ به‌خون‌تشنه‌، لب یار من است» فضای این نیت را به سوی «شناخت خویش و استقلال رأی» می‌برد و در کنار آن از «عشق و انتخاب دل» سخن می‌گوید. فال تو را به بازگشت به معیارهای شخصی و صدای درون دعوت می‌کند. برای رسیدن به مقصود باید میان ترس و خواسته قلبی خود انتخاب کنی.

تعبیر فال

پیام فال

پاسخ نیتت بیش از تأیید دیگران به شناخت خواسته واقعی خودت وابسته است. محبت صادقانه می‌تواند گره اصلی نیتت را نرم کند.

راهکار پیشنهادی

حد و مرز خود را روشن و محترمانه بیان کن. صادق بمان و بهای انتخابت را آگاهانه بپذیر.

هشدار فال

از تصمیمی که فقط برای فرار از تنهایی است دوری کن.

نتیجهٔ نیت

وقتی ارزش خود را جدی بگیری، شرایط بیرونی نیز تغییر می‌کند. اگر صداقت دوطرفه باشد، این نیت به آرامش و نزدیکی می‌رسد.

غزل شمارهٔ ۵۱

لعلِ سیرابِ به‌خون‌تشنه‌، لب یار من است

وز پی دیدنِ او دادنِ جان کار من است

شرم از آن چشمِ سیه بادش و مژگان دراز

هر که دل بردنِ او دید و در انکارِ من است

ساروان رَخت به دروازه مَبَر‌، کان سرِ کو

شاهراهی‌ست که منزلگهِ دلدارِ من است

بندهٔ طالعِ خویشم که در این قحطِ وفا

عشق آن لولیِ سرمست‌، خریدار من است

طَبلِهٔ عطرِ گل و زلفِ عبیر افشانش

فیضِ یک شَمِّه ز بوی خوشِ عطارِ من است

باغبان همچو نسیمم ز درِ خویش مران

کآبِ گلزارِ تو از اشکِ چو گلنارِ من است

شربتِ قند و گلاب از لبِ یارم فرمود

نرگس او که طبیبِ دلِ بیمارِ من است

آن که در طرزِ غزل نکته به حافظ آموخت

یارِ شیرین‌سخنِ نادره‌گفتارِ من است

برگرفته از گنجور