غزل شمارهٔ ۵۸ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «سرِ ارادتِ ما و آستانِ حضرت دوست» فضای این نیت را به سوی «عشق و انتخاب دل» می‌برد و در کنار آن از «شناخت خویش و استقلال رأی» سخن می‌گوید. اصل این نیت با خواسته واقعی دل تو پیوند دارد، نه صرفاً حسابگری. فال تو را به بازگشت به معیارهای شخصی و صدای درون دعوت می‌کند.

تعبیر فال

پیام فال

برای رسیدن به مقصود باید میان ترس و خواسته قلبی خود انتخاب کنی. نشانه‌های نزدیک‌شدن دل‌ها و روشن‌شدن یک رابطه دیده می‌شود.

راهکار پیشنهادی

با دل تصمیم بگیر، ولی نشانه‌های روشن را نادیده نگیر. حد و مرز خود را روشن و محترمانه بیان کن.

هشدار فال

برای جلب رضایت دیگران برخلاف نیاز اصلی خود عمل نکن.

نتیجهٔ نیت

نیت تو ظرفیت کامیابی دارد، اما با مسئولیت و پایداری. خبر یا دیداری دلگرم‌کننده در راه است، هرچند تدریجی.

غزل شمارهٔ ۵۸

سرِ ارادتِ ما و آستانِ حضرت دوست

که هر چه بر سرِ ما می‌رود ارادتِ اوست

نظیرِ دوست ندیدم، اگر چه از مَه و مِهر

نهادم آینه‌ها در مقابلِ رخِ دوست

صبا ز حالِ دلِ تنگِ ما چه شرح دهد؟

که چون شِکَنجِ ورق‌هایِ غنچه تو بر توست

نه من سَبوکش این دیرِ رندسوزم و بس

بسا سَرا که در این کارخانه سنگ و سبوست

مگر تو شانه زدی زلفِ عنبرافشان را؟

که بادْ غالیه‌سا گشت و خاکْ عنبربوست

نثارِ رویِ تو هر برگِ گل که در چمن است

فدای قَدِّ تو هر سروبُن که بر لبِ جوست

زبانِ ناطقه در وصفِ شوق نالان است

چه جای کِلکِ بریده‌زبانِ بیهُده‌گوست؟

رخِ تو در دلم آمد مراد خواهم یافت

چرا که حالِ نکو در قَفایِ فالِ نکوست

نه این زمان دلِ حافظ در آتشِ هوس است

که داغدار ازل همچو لالهٔ خودروست

برگرفته از گنجور