غزل شمارهٔ ۶ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «به مُلازِمانِ سلطان، که رساند این دعا را؟» فضای این نیت را به سوی «یاری و لطف پنهان» می‌برد و در کنار آن از «امید و خبر خوش» سخن می‌گوید. فال از حمایتی پنهان می‌گوید که در زمان نیاز خود را نشان می‌دهد. خبر یا فرصتی می‌رسد که نگاهت را به این نیت روشن‌تر می‌کند.

تعبیر فال

پیام فال

همه راه‌ها در اختیار تو نیست؛ بخشی از گشایش از جایی فراتر از محاسبه می‌رسد. این مسیر ارزشمند است، اما آسودگی همیشگی وعده نمی‌دهد.

راهکار پیشنهادی

دعا، نیت پاک و کمک به دیگری را همراه کار عملی کن. برای خبر تازه آماده باش و پاسخ را به تعویق نینداز.

هشدار فال

از بازگشت به الگوی ناامیدی قدیمی خودداری کن.

نتیجهٔ نیت

کمک یا پاسخی می‌رسد که فشار این نیت را کمتر می‌کند. با صداقت و بلوغ، این راه به تجربه‌ای عمیق و سازنده می‌رسد.

غزل شمارهٔ ۶

به مُلازِمانِ سلطان، که رساند این دعا را؟

که به شُکرِ پادشاهی، زِ نظر مَران گدا را

ز رقیبِ دیوسیرت، به خدای خود پناهم

مَگَر آن شهابِ ثاقِب مددی دهد، خدا را!

مُژِه‌یِ سیاهت اَرْ کرد به خونِ ما اشارت

ز فریبِ او بیندیش و غلط مکن، نگارا

دلِ عالمی بِسوزی چُو عِذار بَرفُروزی

تو از این چه سود داری، که نمی‌کنی مدارا؟

همه‌شب در این اُمیدم که نسیمِ صبحگاهی

به پیام آشنایان، بنوازد آشنا را

چه قیامت است جانا، که به عاشقان نمودی؟

دل و جان فدای رویت، بِنَما عِذار ما را

به خدا، که جرعه‌ای دِه تو به حافظِ سحرخیز

که دعایِ صبحگاهی، اثری کند شما را

برگرفته از گنجور