غزل شمارهٔ ۶۱ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «صبا اگر گذری اُفتَدَت به کشور دوست» فضای این نیت را به سوی «وصال و گشایش عاطفی» می‌برد و در کنار آن از «شناخت خویش و استقلال رأی» سخن می‌گوید. نشانه‌های نزدیک‌شدن دل‌ها و روشن‌شدن یک رابطه دیده می‌شود. فال تو را به بازگشت به معیارهای شخصی و صدای درون دعوت می‌کند.

تعبیر فال

پیام فال

فاصله‌ای که آزارت داده همیشگی نیست و راه گفت‌وگو باز می‌شود. بخشی از گره نیتت از فشار و سخت‌گیری بیش از اندازه خودت ساخته شده است.

راهکار پیشنهادی

به رفتار پایدار بیش از وعده‌های زیبا اعتماد کن. حد و مرز خود را روشن و محترمانه بیان کن.

هشدار فال

برای جلب رضایت دیگران برخلاف نیاز اصلی خود عمل نکن.

نتیجهٔ نیت

پایان این مسیر می‌تواند شیرین باشد، به شرط حفظ احترام و مرزها. فضای نیت از سنگینی خارج می‌شود و امکان حرکت دوباره فراهم می‌گردد.

غزل شمارهٔ ۶۱

صبا اگر گذری اُفتَدَت به کشور دوست

بیار نَفحِه‌ای از گیسوی مُعَنبَر دوست

به جانِ او که به شکرانه جان برافشانم

اگر به سویِ من آری پیامی از برِ دوست

و گر چنان که در آن حضرتت نباشد بار

برایِ دیده بیاور غباری از درِ دوست

منِ گدا و تمنایِ وصلِ او هیهات

مگر به خواب ببینم خیالِ منظرِ دوست

دل صِنوبَری‌ام همچو بید لرزان است

ز حسرتِ قد و بالای چون صنوبرِ دوست

اگر چه دوست به چیزی نمی‌خرد ما را

به عالمی نفروشیم مویی از سرِ دوست

چه باشد ار شود از بندِ غم دلش آزاد

چو هست حافظِ مسکین غلام و چاکر دوست

برگرفته از گنجور