غزل شمارهٔ ۸۴ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «ساقی بیار باده که ماهِ صیام رفت» فضای این نیت را به سوی «رهایی از غم و سخت‌گیری» می‌برد و در کنار آن از «حرکت و تغییر مسیر» سخن می‌گوید. سبک‌تر گرفتن آنچه در کنترل تو نیست، راه تازه‌ای باز می‌کند. ماندن در نقطه امن دیگر پاسخ کامل تو نیست.

تعبیر فال

پیام فال

بخشی از گره نیتت از فشار و سخت‌گیری بیش از اندازه خودت ساخته شده است. این مسیر ارزشمند است، اما آسودگی همیشگی وعده نمی‌دهد.

راهکار پیشنهادی

در کنار پیگیری نیت، سهم شادی و معاشرت سالم را فراموش نکن. نقشه راه و هزینه‌ها را روشن کن و سپس قدم اول را بردار.

هشدار فال

وعده مقصد آسان را از افراد ناشناس نپذیر.

نتیجهٔ نیت

فضای نیت از سنگینی خارج می‌شود و امکان حرکت دوباره فراهم می‌گردد. با صداقت و بلوغ، این راه به تجربه‌ای عمیق و سازنده می‌رسد.

غزل شمارهٔ ۸۴

ساقی بیار باده که ماهِ صیام رفت

دَردِه قدح که موسمِ ناموس و نام رفت

وقتِ عزیز رفت بیا تا قضا کنیم

عمری که بی حضور صُراحی و جام رفت

مستم کن آن چنان که ندانم ز بی‌خودی

در عرصهٔ خیال که آمد، کدام رفت

بر بوی آن که جرعهٔ جامت به ما رسد

در مَصطَبِه دعایِ تو هر صبح و شام رفت

دل را که مرده بود حیاتی به جان رسید

تا بویی از نسیمِ می‌اش در مشام رفت

زاهد غرور داشت، سلامت نبرد راه

رند از رهِ نیاز به دارالسلام رفت

نقدِ دلی که بود مرا صرف باده شد

قلبِ سیاه بود از آن در حرام رفت

در تابِ توبه چند توان سوخت همچو عود؟

می ده که عمر در سرِ سودای خام رفت

دیگر مکن نصیحتِ حافظ که ره نیافت

گمگشته‌ای که بادهٔ نابش به کام رفت

برگرفته از گنجور