غزل شمارهٔ ۸۶ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت» فضای این نیت را به سوی «رهایی از غم و سخت‌گیری» می‌برد و در کنار آن از «دگرگونی و پایان یک دوره» سخن می‌گوید. فال یادآوری می‌کند که با ذهن فرسوده نمی‌توان تصمیم روشنی گرفت. این نیت در قالب قدیمی خود به نتیجه کامل نمی‌رسد و به تغییر نیاز دارد.

تعبیر فال

پیام فال

سبک‌تر گرفتن آنچه در کنترل تو نیست، راه تازه‌ای باز می‌کند. ارزش واقعی کار تو دیده می‌شود، هرچند شاید نه از سوی کسی که اکنون انتظار داری.

راهکار پیشنهادی

کمی فاصله بگیر، استراحت کن و سپس با ذهن تازه بازگرد. از پایان ضروری نترس و جا برای امکان بعدی باز کن.

هشدار فال

همه چیز را یکباره و بدون نقشه به هم نریز.

نتیجهٔ نیت

با آرام‌ترشدن ذهن، راه‌حل ساده‌تری پیش چشمت پیدا می‌شود. نتیجه مالی مثبت است، اما نه از راه عجله یا ریسک بی‌حساب.

غزل شمارهٔ ۸۶

ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت

کارِ چراغ خلوتیان باز درگرفت

آن شمعِ سرگرفته دگر چهره برفروخت

وین پیرِ سال‌خورده جوانی ز سر گرفت

آن عشوه داد عشق که مفتی ز ره برفت

وان لطف کرد دوست که دشمن حذر گرفت

زنهار از آن عبارتِ شیرینِ دل‌فریب

گویی که پستهٔ تو سخن در شکر گرفت

بارِ غمی که خاطرِ ما خسته کرده بود

عیسی‌دمی خدا بفرستاد و برگرفت

هر سروقد که بر مَه و خور حسن می‌فروخت

چون تو درآمدی پیِ کاری دگر گرفت

زین قصه هفت گنبدِ افلاک پرصداست

کوته‌نظر ببین که سخن مختصر گرفت

حافظ تو این سخن ز که آموختی؟ که بخت

تعویذ کرد شعرِ تو را و به زر گرفت

برگرفته از گنجور