غزل شمارهٔ ۱۱۰ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «پیرانه سَرم عشقِ جوانی به سر افتاد» فضای این نیت را به سوی «عشق و انتخاب دل» می‌برد و در کنار آن از «حرکت و تغییر مسیر» سخن می‌گوید. برای رسیدن به مقصود باید میان ترس و خواسته قلبی خود انتخاب کنی. این نیت با حرکت، تغییر محیط یا بیرون‌آمدن از وضعیت فعلی گشوده می‌شود.

تعبیر فال

پیام فال

این مسیر ارزشمند است، اما آسودگی همیشگی وعده نمی‌دهد. فشار این نیت واقعی است و پیش از نتیجه به مراقبت و پایداری نیاز داری.

راهکار پیشنهادی

صادق بمان و بهای انتخابت را آگاهانه بپذیر. همراه و راهنمای قابل اعتماد برای این مسیر پیدا کن.

هشدار فال

در میانه راه با اولین مانع به عقب برنگرد.

نتیجهٔ نیت

با صداقت و بلوغ، این راه به تجربه‌ای عمیق و سازنده می‌رسد. پایان راه از امروز روشن‌تر است؛ ادامه‌دادن با برنامه نتیجه می‌دهد.

غزل شمارهٔ ۱۱۰

پیرانه سَرم عشقِ جوانی به سر افتاد

وآن راز که در دل بِنَهفتم به درافتاد

از راهِ نظر مرغِ دلم گشت هواگیر

ای دیده نگه کن که به دامِ که درافتاد

دردا که از آن آهوی مشکینِ سیه چشم

چون نافه بسی خونِ دلم در جگر افتاد

از رهگذرِ خاکِ سرِ کویِ شما بود

هر نافه که در دستِ نسیمِ سحر افتاد

مژگانِ تو تا تیغِ جهانگیر برآورد

بس کشتهٔ دل زنده که بر یکدگر افتاد

بس تجربه کردیم در این دِیرِ مکافات

با دُردکشان هر که درافتاد برافتاد

گر جان بدهد سنگِ سیه، لعل نگردد

با طینتِ اصلی چه کُند، بدگهر افتاد

حافظ که سرِ زلفِ بتان دست‌کشش بود

بس طُرفه حریفی‌ست کَش اکنون به سر افتاد

برگرفته از گنجور