غزل شمارهٔ ۱۸۹ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «طایِرِ دولَت اَگَر باز گُذاری بِکُنَد» فضای این نیت را به سوی «کار و روزی» می‌برد و در کنار آن از «دگرگونی و پایان یک دوره» سخن می‌گوید. فال از فرصت مادی‌ای می‌گوید که به اعتبار و درستکاری وابسته است. پایان یک عادت یا مرحله، مقدمه گشایش بعدی است.

تعبیر فال

پیام فال

این نیت ظرفیت بهبود مالی یا جایگاه کاری دارد، اما با میان‌بُر ناسالم سازگار نیست. محبت صادقانه می‌تواند گره اصلی نیتت را نرم کند.

راهکار پیشنهادی

روی مهارتی سرمایه‌گذاری کن که اختیار بیشتری به تو می‌دهد. آنچه دیگر کار نمی‌کند صادقانه مشخص و اصلاح کن.

هشدار فال

تغییر ظاهری را جای اصلاح ریشه‌ای ننشان.

نتیجهٔ نیت

پیشنهادی می‌رسد که پس از بررسی دقیق می‌تواند سودمند باشد. اگر صداقت دوطرفه باشد، این نیت به آرامش و نزدیکی می‌رسد.

غزل شمارهٔ ۱۸۹

طایِرِ دولَت اَگَر باز گُذاری بِکُنَد

یار بازآیَد و با وَصْل، قَراری بِکُنَد

دیدِه را دَسْتگَهِ دُرّ و گُهَر، گَرچِه نَمانْد

بِخورَد خونی و تَدْبیرِ نِثاری بکُند

دوش گُفْتَم: «بِکُنَد لَعْلِ لَبَش، چارِهٔ مَن؟»

هاتِفِ غِیْب، نِدا داد کِه: «آری! بِکُنَد»

کَس نیارَد برِ او دَم زنَد از قِصِّهٔ ما

مَگَرَش بادِ صَبا گوش، گُذاری بِکُنَد

دادِه‌اَم بازِ نَظَر را به تَذَرْوی، پرواز

بازخوانَد مَگَرَش نَقْش و شِکاری بِکُنَد

شَهْر، خالی‌ست زِ عُشّاق؛ بُوَد کَز طَرَفی

مَرْدی اَز خویش بُرون آید و کاری بِکُنَد

کو کَریمی که ز بَزْمِ طَرَبَش، غَم‌زَدِه‌ای

جُرعِه‌ای دَرکَشَد و دَفْعِ خُماری بِکُنَد؟

یا وَفا، یا خَبَرِ وَصْلِ تو، یا مَرْگِ رَقیب

بُوَد آیا که فَلَک، زین دو سِه، کاری بِکُنَد؟

«حافِظا»! گَر نَرَوی از دَرِ او، هَم روزی

گُذَری بَر سَرَت از گوشِه کِناری بِکُنَد

برگرفته از گنجور