غزل شمارهٔ ۱۹۰ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «کِلْکِ مُشْکینِ تو، روزی که زِ ما یاد کُنَد» فضای این نیت را به سوی «حرکت و تغییر مسیر» می‌برد و در کنار آن از «یاری و لطف پنهان» سخن می‌گوید. این نیت با حرکت، تغییر محیط یا بیرون‌آمدن از وضعیت فعلی گشوده می‌شود. فال از حمایتی پنهان می‌گوید که در زمان نیاز خود را نشان می‌دهد.

تعبیر فال

پیام فال

ماندن در نقطه امن دیگر پاسخ کامل تو نیست. بخشی از گره نیتت از فشار و سخت‌گیری بیش از اندازه خودت ساخته شده است.

راهکار پیشنهادی

همراه و راهنمای قابل اعتماد برای این مسیر پیدا کن. دعا، نیت پاک و کمک به دیگری را همراه کار عملی کن.

هشدار فال

توکل را با بی‌عملی یا انتظار معجزه اشتباه نگیر.

نتیجهٔ نیت

در این راه تأخیر کوتاه هست، اما بن‌بست دیده نمی‌شود. فضای نیت از سنگینی خارج می‌شود و امکان حرکت دوباره فراهم می‌گردد.

غزل شمارهٔ ۱۹۰

کِلْکِ مُشْکینِ تو، روزی که زِ ما یاد کُنَد

بِبَرَد اَجْرِ دو صَد بَنْدِه کِه آزاد کُنَد

قاصِدِ مَنْزِلِ سَلْمیٰ که سَلامَت بادَش

چِه شَوَد، گَر بِه سَلامی، دِلِ ما، شاد کُنَد؟

اِمْتِحان کُن! کِه بَسی گَنْجِ مُرادَت بِدَهَنْد

گَر خَرابی چو مَرا، لُطْفِ تو، آباد کُنَد

یا رَب! اَنْدَر دِلِ آن خُسْروِ شیرین اَنْداز

کِه بِه رَحْمَت، گُذَری بَر سَرِ فَرْهاد کُنَد!

شاه را بِهْ بُوَد اَز طاعَتِ صَدسالِه و زُهْد

قَدْرِ یک ساعَتِه عُمْری کِه دَر او، داد کُنَد

حالیا، عِشْوِهٔ نازِ تو، زِ بُنْیادَم بُرْد

تا دِگَربارِه، حَکیمانِه، چِه بُنْیاد کُنَد

گوهَرِ پاکِ تو از مِدْحَتِ ما مُسْتَغْنی‌ست

فِکْرِ مَشّاطِه، چِه با حُسْنِ خُداداد کُنَد؟

رَه نَبُرْدیم بِه مَقْصودِ خود اَنْدَر شیراز

خُرَّم آن روز که «حافِظ»، رَهِ بَغْداد کُنَد

برگرفته از گنجور