غزل شمارهٔ ۲۰ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «روزه یک‌سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست» فضای این نیت را به سوی «شناخت خویش و استقلال رأی» می‌برد و در کنار آن از «صداقت و دوری از ظاهرسازی» سخن می‌گوید. ارزش خود را کمتر از آنچه هست سنجیده‌ای و این بر تصمیم تو اثر گذاشته است. مانع اصلی نیتت حرف یا ظاهر فریبنده‌ای است که با حقیقت هماهنگ نیست.

تعبیر فال

پیام فال

فال تو را به بازگشت به معیارهای شخصی و صدای درون دعوت می‌کند. اکنون زمان سنجیدن راه‌ها و جداکردن خواسته از واقعیت است.

راهکار پیشنهادی

پیش از تصمیم، از خودت بپرس چه چیزی واقعاً برایت قابل قبول است. از محیط یا رابطه‌ای که مدام تو را وادار به تظاهر می‌کند فاصله بگیر.

هشدار فال

از وعده‌های پرزرق‌وبرق بدون پشتوانه دوری کن.

نتیجهٔ نیت

با اعتماد به معیارهای درست خود، تصمیمی آرام‌تر و سودمندتر می‌گیری. نتیجه مطلوب است اگر عقل و دل را در برابر هم قرار ندهی.

غزل شمارهٔ ۲۰

روزه یک‌سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست

می ز خُم‌خانه به‌جوش آمد و می‌ باید خواست

نوبهٔ زهدفروشانِ گران‌جان بگذشت

وقتِ رندی و طرب کردنِ رندان پیداست

چه ملامت بُوَد آن را که چنین باده خورَد؟

این چه عیب است بدین بی‌خردی؟ وین چه خطاست؟

باده‌نوشی که در او روی و ریایی نَبُوَد

بهتر از زهدفروشی که در او روی و ریاست

ما نه رندانِ ریاییم و حریفانِ نفاق

آن‌که او عالِم سِرّ است، بدین حال گواست

فرضِ ایزد بگزاریم و به کس بد نکنیم

وان چه گویند روا نیست، نگوییم رواست

چه شود گر من و تو چند قدح باده خوریم؟

باده از خونِ رزان است، نه از خون شماست

این چه عیب است کز آن عیب، خلل خواهد بود؟

ور بُوَد نیز چه شد؟ مردم بی‌عیب کجاست؟

برگرفته از گنجور