غزل شمارهٔ ۲۱ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست» فضای این نیت را به سوی «صداقت و دوری از ظاهرسازی» می‌برد و در کنار آن از «عشق و انتخاب دل» سخن می‌گوید. گشایش زمانی آغاز می‌شود که نقش‌بازی‌کردن و رودربایستی کنار برود. برای رسیدن به مقصود باید میان ترس و خواسته قلبی خود انتخاب کنی.

تعبیر فال

پیام فال

مانع اصلی نیتت حرف یا ظاهر فریبنده‌ای است که با حقیقت هماهنگ نیست. سبک‌تر گرفتن آنچه در کنترل تو نیست، راه تازه‌ای باز می‌کند.

راهکار پیشنهادی

حقیقت را محترمانه و بدون بازی پنهان بیان کن. صادق بمان و بهای انتخابت را آگاهانه بپذیر.

هشدار فال

از تصمیمی که فقط برای فرار از تنهایی است دوری کن.

نتیجهٔ نیت

صداقت شاید ابتدا هزینه داشته باشد، اما نتیجه را به سود تو تغییر می‌دهد. با آرام‌ترشدن ذهن، راه‌حل ساده‌تری پیش چشمت پیدا می‌شود.

غزل شمارهٔ ۲۱

دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست

گفت با ما منشین، کز تو سلامت برخاست

که شنیدی که در این بزم، دمی خوش بنشست؟

که نه در آخرِ صحبت به ندامت برخاست

شمع اگر زان لبِ خندان به زبان، لافی زد

پیشِ عشاقِ تو شب‌ها به غَرامت برخاست

در چمن، بادِ بهاری ز کنار گل و سرو

به هواداریِ آن عارض و قامت برخاست

مست بگذشتی و از خلوتیانِ ملکوت

به تماشایِ تو آشوبِ قیامت برخاست

پیشِ رفتار تو پا برنگرفت از خِجلت

سروِ سرکش که به ناز از قد و قامت برخاست

حافظ این خرقه بینداز مگر جان ببری

کآتش از خرقهٔ سالوس و کرامت برخاست

برگرفته از گنجور