غزل شمارهٔ ۲۵۹ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «منم که دیده به دیدارِ دوست کردم باز» فضای این نیت را به سوی «عشق و انتخاب دل» می‌برد و در کنار آن از «دگرگونی و پایان یک دوره» سخن می‌گوید. اصل این نیت با خواسته واقعی دل تو پیوند دارد، نه صرفاً حسابگری. فال از دگرگونی‌ای می‌گوید که ابتدا ناآشنا اما در نهایت سازنده است.

تعبیر فال

پیام فال

برای رسیدن به مقصود باید میان ترس و خواسته قلبی خود انتخاب کنی. همه راه‌ها در اختیار تو نیست؛ بخشی از گشایش از جایی فراتر از محاسبه می‌رسد.

راهکار پیشنهادی

با دل تصمیم بگیر، ولی نشانه‌های روشن را نادیده نگیر. برای نتیجه تازه، روش تازه‌ای امتحان کن.

هشدار فال

به چیزی فقط به دلیل سابقه طولانی نچسب.

نتیجهٔ نیت

نیت تو ظرفیت کامیابی دارد، اما با مسئولیت و پایداری. کمک یا پاسخی می‌رسد که فشار این نیت را کمتر می‌کند.

غزل شمارهٔ ۲۵۹

منم که دیده به دیدارِ دوست کردم باز

چه شُکر گویَمَت ای کارسازِ بنده نواز؟

نیازمندِ بلا گو رخ از غبار مَشوی

که کیمیایِ مراد است، خاکِ کویِ نیاز

ز مشکلاتِ طریقت عِنان مَتاب ای دل!

که مردِ راه نَیَندیشد از نَشیب و فراز

طهارت ار نه به خونِ جگر کُنَد عاشق

به قولِ مُفتیِ عشقش درست نیست نماز

در این مقامِ مجازی به جز پیاله مگیر

در این سراچهٔ بازیچه، غیرِ عشق مَباز

به نیم‌بوسه دعایی بخر ز اهلِ دلی

که کِیدِ دشمنت از جان و جسم دارد باز

فِکَنْد زمزمهٔ عشق در حجاز و عراق

نوایِ بانگِ غزل‌هایِ حافظ از شیراز

برگرفته از گنجور