غزل شمارهٔ ۲۶۰ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «ای سروِ نازِ حُسن که خوش می‌روی به ناز» فضای این نیت را به سوی «رهایی از غم و سخت‌گیری» می‌برد و در کنار آن از «عشق و انتخاب دل» سخن می‌گوید. فال یادآوری می‌کند که با ذهن فرسوده نمی‌توان تصمیم روشنی گرفت. اصل این نیت با خواسته واقعی دل تو پیوند دارد، نه صرفاً حسابگری.

تعبیر فال

پیام فال

سبک‌تر گرفتن آنچه در کنترل تو نیست، راه تازه‌ای باز می‌کند. پایان یک عادت یا مرحله، مقدمه گشایش بعدی است.

راهکار پیشنهادی

کمی فاصله بگیر، استراحت کن و سپس با ذهن تازه بازگرد. با دل تصمیم بگیر، ولی نشانه‌های روشن را نادیده نگیر.

هشدار فال

احساس قوی را جایگزین شناخت و گفت‌وگو نکن.

نتیجهٔ نیت

با آرام‌ترشدن ذهن، راه‌حل ساده‌تری پیش چشمت پیدا می‌شود. یک دوره بسته می‌شود تا فرصت مناسب‌تری آغاز شود.

غزل شمارهٔ ۲۶۰

ای سروِ نازِ حُسن که خوش می‌روی به ناز

عُشّاق را به نازِ تو هر لحظه صد نیاز

فرخنده باد طلعتِ خوبت که در ازل

بُبْریده‌اند بر قدِ سَرْوَت قبایِ ناز

آن را که بویِ عَنبر زلفِ تو آرزوست

چون عود گو بر آتشِ سودا بسوز و ساز

پروانه را ز شمع بُوَد سوزِ دل، ولی

بی شمعِ عارضِ تو دلم را بُوَد گداز

صوفی که بی تو توبه ز مِی کرده بود، دوش

بِشْکَست عهد، چون درِ میخانه دید باز

از طعنهٔ رقیب نگردد عیارِ من

چون زر اگر برَند مرا در دهانِ گاز

دل کز طوافِ کعبهٔ کویت وقوف یافت

از شوقِ آن حریم ندارد سرِ حجاز

هر دَم به خونِ دیده چه حاجت وضو؟ چو نیست

بی طاقِ ابروی تو، نمازِ مرا جواز

چون باده باز بر سرِ خُم رفت کف‌زنان

حافظ که دوش از لبِ ساقی شنید راز

برگرفته از گنجور