غزل شمارهٔ ۳۴۵ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «بی تو ای سروِ روان، با گل و گلشن چه کنم؟» فضای این نیت را به سوی «شناخت خویش و استقلال رأی» می‌برد و در کنار آن از «حرکت و تغییر مسیر» سخن می‌گوید. فال تو را به بازگشت به معیارهای شخصی و صدای درون دعوت می‌کند. ماندن در نقطه امن دیگر پاسخ کامل تو نیست.

تعبیر فال

پیام فال

پاسخ نیتت بیش از تأیید دیگران به شناخت خواسته واقعی خودت وابسته است. سبک‌تر گرفتن آنچه در کنترل تو نیست، راه تازه‌ای باز می‌کند.

راهکار پیشنهادی

حد و مرز خود را روشن و محترمانه بیان کن. نقشه راه و هزینه‌ها را روشن کن و سپس قدم اول را بردار.

هشدار فال

وعده مقصد آسان را از افراد ناشناس نپذیر.

نتیجهٔ نیت

وقتی ارزش خود را جدی بگیری، شرایط بیرونی نیز تغییر می‌کند. با آرام‌ترشدن ذهن، راه‌حل ساده‌تری پیش چشمت پیدا می‌شود.

غزل شمارهٔ ۳۴۵

بی تو ای سروِ روان، با گل و گلشن چه کنم؟

زلفِ سنبل چه کشَم عارضِ سوسن چه کنم؟

آه کز طعنهٔ بدخواه ندیدم رویت

نیست چون آینه‌ام روی ز آهن، چه کنم؟

برو ای ناصِح و بر دردکشان خرده مگیر

کارفرمایِ قَدَر می‌کند این، من چه کنم؟

برقِ غیرت چو چُنین می‌جَهَد از مَکمَنِ غیب

تو بفرما که منِ سوخته خرمن چه کنم؟

شاهِ تُرکان چو پسندید و به چاهم انداخت

دستگیر ار نشود لطفِ تَهَمتَن چه کنم؟

مددی گر به چراغی نکند آتشِ طور

چارهٔ تیره‌شبِ وادی ایمن چه کنم؟

حافظا خُلدِبَرین خانهٔ موروثِ من است

اندر این منزلِ ویرانه نشیمن چه کنم؟

برگرفته از گنجور