غزل شمارهٔ ۳۴۷ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «صَنَما با غمِ عشقِ تو چه تدبیر کنم؟» فضای این نیت را به سوی «عشق و انتخاب دل» می‌برد و در کنار آن از «تدبیر و انتخاب آگاهانه» سخن می‌گوید. برای رسیدن به مقصود باید میان ترس و خواسته قلبی خود انتخاب کنی. پاسخ این نیت در دیدن حقیقت پشت ظاهر ماجراست.

تعبیر فال

پیام فال

این مسیر ارزشمند است، اما آسودگی همیشگی وعده نمی‌دهد. پایان یک عادت یا مرحله، مقدمه گشایش بعدی است.

راهکار پیشنهادی

صادق بمان و بهای انتخابت را آگاهانه بپذیر. معیارهای اصلی خودت را بنویس و بر همان اساس انتخاب کن.

هشدار فال

به ظاهر منطقی سخن کسانی که نفع پنهان دارند اعتماد نکن.

نتیجهٔ نیت

با صداقت و بلوغ، این راه به تجربه‌ای عمیق و سازنده می‌رسد. یک دوره بسته می‌شود تا فرصت مناسب‌تری آغاز شود.

غزل شمارهٔ ۳۴۷

صَنَما با غمِ عشقِ تو چه تدبیر کنم؟

تا به کِی در غمِ تو نالهٔ شبگیر کنم؟

دل دیوانه از آن شد که نصیحت شِنَوَد

مگرش هم ز سرِ زلفِ تو زنجیر کنم

آن چه در مدتِ هِجرِ تو کشیدم هیهات

در یکی نامه محال است که تَحریر کنم

با سرِ زلفِ تو مجموعِ پریشانی خود

کو مجالی که سراسر همه تقریر کنم؟

آن زمان کآرزویِ دیدنِ جانم باشد

در نظر نقشِ رخِ خوبِ تو تصویر کنم

گر بدانم که وصالِ تو بدین دست دهد

دین و دل را همه دَربازم و توفیر کنم

دور شو از برم ای واعظ و بیهوده مگوی

من نه آنم که دگر گوش به تزویر کنم

نیست امّید صَلاحی ز فسادِ حافظ

چون که تقدیر چُنین است، چه تدبیر کنم؟

برگرفته از گنجور