غزل شمارهٔ ۳۵ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «برو به کارِ خود ای واعظ این چه فریادست؟» فضای این نیت را به سوی «عشق و انتخاب دل» می‌برد و در کنار آن از «شناخت خویش و استقلال رأی» سخن می‌گوید. برای رسیدن به مقصود باید میان ترس و خواسته قلبی خود انتخاب کنی. پاسخ نیتت بیش از تأیید دیگران به شناخت خواسته واقعی خودت وابسته است.

تعبیر فال

پیام فال

این مسیر ارزشمند است، اما آسودگی همیشگی وعده نمی‌دهد. فاصله‌ای که آزارت داده همیشگی نیست و راه گفت‌وگو باز می‌شود.

راهکار پیشنهادی

صادق بمان و بهای انتخابت را آگاهانه بپذیر. موفقیت را با معیار زندگی دیگران نسنج.

هشدار فال

انتقاد یک نفر را حکم نهایی درباره ارزش خود ندان.

نتیجهٔ نیت

با صداقت و بلوغ، این راه به تجربه‌ای عمیق و سازنده می‌رسد. پایان این مسیر می‌تواند شیرین باشد، به شرط حفظ احترام و مرزها.

غزل شمارهٔ ۳۵

برو به کارِ خود ای واعظ این چه فریادست؟

مرا فِتاد دل از ره، تو را چه اُفتادست؟

میان او که خدا آفریده است از هیچ

دقیقه‌ای‌ست که هیچ آفریده نَگشادست

به کام تا نرساند مرا لبش، چون نای

نصیحتِ همه عالم به گوشِ من بادست

گدایِ کویِ تو از هشت خُلد، مستغنی‌ست

اسیرِ عشقِ تو از هر دو عالم آزادست

اگر چه مستیِ عشقم خراب کرد ولی

اساسِ هستیِ من زآن خراب، آبادست

دلا مَنال ز بیداد و جورِ یار که یار

تو را نصیب همین کرد و این از آن دادست

برو فَسانه مخوان و فُسون مدم حافظ

کز این فسانه و افسون مرا بسی یادست

برگرفته از گنجور