غزل شمارهٔ ۳۸ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «بی مِهرِ رُخَت روزِ مرا نور نماندست» فضای این نیت را به سوی «عبور از اندوه و دشواری» می‌برد و در کنار آن از «رهایی از غم و سخت‌گیری» سخن می‌گوید. فشار این نیت واقعی است و پیش از نتیجه به مراقبت و پایداری نیاز داری. بخشی از گره نیتت از فشار و سخت‌گیری بیش از اندازه خودت ساخته شده است.

تعبیر فال

پیام فال

اندوه گذشته هنوز بر نگاه امروزت سایه دارد، ولی امکان عبور فراهم است. پایان یک عادت یا مرحله، مقدمه گشایش بعدی است.

راهکار پیشنهادی

بار مسئله را تنها حمل نکن و از فرد مطمئن کمک بگیر. یک نگرانی تکراری را آگاهانه رها کن.

هشدار فال

برای آرامش کوتاه‌مدت تصمیم پرهزینه نگیر.

نتیجهٔ نیت

این دوره ماندگار نیست و با کمک و پیگیری رو به کاهش می‌رود. یک دوره بسته می‌شود تا فرصت مناسب‌تری آغاز شود.

غزل شمارهٔ ۳۸

بی مِهرِ رُخَت روزِ مرا نور نماندست

وز عمر، مرا جز شبِ دیجور نماندست

هنگامِ وداعِ تو ز بس گریه که کردم

دور از رخِ تو، چشمِ مرا نور نماندست

می‌رفت خیالِ تو ز چشمِ من و می‌گفت

هیهات از این گوشه که معمور نماندست

وصلِ تو اَجَل را ز سرم دور همی‌داشت

از دولتِ هجرِ تو کنون دور نماندست

نزدیک شد آن دم که رقیب تو بگوید

دور از رُخَت این خستهٔ رنجور نماندست

صبر است مرا چارهٔ هجرانِ تو لیکن

چون صبر توان کرد که مقدور نماندست؟

در هِجرِ تو گر چشمِ مرا آبِ روان است

گو خونِ جگر ریز که معذور نماندست

حافظ، ز غم از گریه نپرداخت به خنده

ماتم زده را داعیهٔ سور نماندست

برگرفته از گنجور